راز طلایی صفحه 320

صفحه 320

تسلیم حاکم شد. اما عواقب دردناک این عمل ناجوانمردانه، سرانجام دامان دختر و مادر، حاکم و بنی اسرائیل را گرفت و در دنیا به مکافات اعمال خود رسیدند و در آخرت نیز از رحمت خدا منع شدند و مستحق عذاب الهی گردیدند.

آری؛ هنگامی که حاکم فلسطین تصمیم گرفت سر بریدۀ حضرت یحیی را برای تازه عروس خود هدیه آورد، دستور داد تا سر را در طشتی بگذارند و در

این هنگام قطره خونی از یحیی (علیه السلام)روی زمین ریخت و شروع به جوشش کرد. مأموران دربار برای محو کردن آن، خاک آوردند و روی خون ریختند؛ اما جوشش خون زیادتر شد، تا جایی که در اثر ریختن خاک روی خون، آن مکان به اندازۀ تلّی بزرگ در آمد که از ده ها فرسنگ دورتر دیده می شد.

مردم آن زمان در اثر سکوت، بی تفاوتی و دفاع نکردن از حضرت یحیی (علیه السلام) به مکافات اعمال خود رسیدند و خون هفتاد هزار نفر آنان ریخته شد، تا خون حضرت از جوشش افتاد.

آری ! مردم بیت المقدّس در اثر گناه و معصیت، دفاع نکردن از مظلوم و سکوت در برابر ظالم باید به دست فردی که از جهت پدر و مادر، غذا و پوشاک، موقعیّت اجتماعی، منزل و مأوی و سلامت بدن، پست ترین و بی شخصیّت ترین مردم جهان بود مکافات می شدند.

روزی خداوند متعال به «ارمیای» پیامبر وحی فرستاد که من مردم بیت المقدس را به دست پست ترین بندگانم عذاب می کنم؛ کسی که بزرگان آنان را به قتل رساند، زن و بچۀ ایشان را اسیر کند، خانه های آنان را خراب نماید و به کوچک و بزرگشان رحم نکند.

ارمیا جهت امان گرفتن برای خود، محلّ سکونت او را از خداوند جویا شد.

وقتی به آن جا رفت، دید پسر بچه ای کاروانسرایی در کنار بتی روی کثافات افتاده؛ در حالی که حشرات، تمام وجود او را احاطه کرده و مرض های گوناگون سر و صورت او را پوشانده و کثافت سر تا پای او را فرا گرفته است؛ مادرش ظرف شکسته ای جلوی خود گذاشته و تکه های نانی که از میان زباله ها پیدا کرده، در آن کاسه ریز ریز می کند. سپس زن کنار خوکی که آن جا بود، رفت و مقداری شیر از خوک داخل ظرف غذا دوشید و در مقابل بچه گذاشت، او هم با همان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه