راز طلایی صفحه 9

صفحه 9

زرتشت می گوید:

« کسی که بر نفس خود غلبه نکرد، بر هیچ چیز غالب نخواهد شد.»(1)

گر از پی شهوت و هوس خواهی رفت از من خبرت که بینوا خواهی رفت(2)

*** داستان ***

بنی اسرائیل در منطقه ای خوش آب و هوا زندگی می کردند. به تدریج گناه در میان آنها رواج یافت و از نعمت ها سوء استفاده کردند، خداوند بخت النصر را بر آنها مسلّط کرد، او همه را کشت و آبادیشان را ویران نمود.

روزی عُزَیر پیامبر مقداری انگور، مقداری انجیل و کوزۀ آبی برداشت، بر الاغ خود سوار شد و به راه افتاد. در مسیر خود به دهکدۀ ویرانی رسید که دیوارهای خراب، سقف های واژگون، استخوان های پوسیده و بدن های از هم گسیخته مرگباری را به وجود آورده بود.

عُزَیر از الاغ پیاده شد و زنبیل های انجیر و انگور را پهلوی خود گذاشت و افسار الاغ را بست و به دیوار باغ تکیه داد و در باره آن مردگان به اندیشه پرداخت، که این مردگان چگونه زنده می شوند، این پیکرهای پراکنده شده چگونه گرد هم می آیند و به صورت پیشین بر می گردند.

خداوند در این حال او را قبض روح کرد، صد سال تمام در آنجا بود و بعد از صد سال خداوند او را زنده کرد. چون عُزَیر زنده شد تصور کرد که از خوابی گران برخاسته است. به جست وجوی الاغ و زنبیل ها و کوزۀ آب پرداخت.

فرشته ای به سوی او آمد، پرسید: ای عزیر! چه مدت در اینجا درنگ کرده ای ؟ گفت: یک روز و یا قسمتی از یک روز. فرشته گفت: چنین نیست، بلکه تو صد سال در اینجا درنگ کرده ای.

در این صد سال خوردنی ها و آشامیدنی هایت به حال خود مانده و تغییر


1- . همان.
2- . شعر از خیام.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه