نزدیکی های وقت اذان بود ، که نیروهای اسلام ، از اطراف با شور زیادی در حال حرکت به سمت وضو خانه بودند . ناگهان چندین فروند از جنگنده های دشمن بر فراز آسمان ظاهر شدند و نیروهایی را که در حال آماده شدن برای نماز بودند زیر آتش گلوله خود قرار دادند .
جهنمی به پا شد . آن روز عده ای از رزمندگان ، در حال ورود به نمازخانه و عده ای در حال وضو گرفتن برای نماز بودند که خداوند آن ها را به مهمانی خود دعوت کرد .
نماز پشت میدان مین
سید رضا صدر الحسینی
تابستان سال 1361 و عملیات رمضان بود .
یک روز گرم و آفتابی در منطقه جنوب و اطراف پاسگاه زید ساعت 21 ، دستور عملیات و پیشروی داده شد . آتش توپخانه ها ، منورهای سبز و قرمز و گلوله های رسام ، شب غیر مهتابی را روشن کرده بود . همه رزمندگان با تکاپوی زیاد مشغول انجام وظایف خویش بودند و فقط به پیشروی در عمق محورهای عملیات می اندیشیدند . میادین مین به سرعت پاکسازی و خودروهای حمل مهمات و تغذیه و نیز آمبولانس ها با احتیاط غیر قابل وصفی با چراغ های خاموش و زیر منورهای دشمن به پیش می رفتند . رزمندگان اعزامی به خط مقدم در خودروهای نظامی ، به همراه سلاح های انفرادی ، با شور و شعف زایدالوصفی ، منتظر رسیدن به محل عملیات خود بودند و سکوت متفکرانه ، حاکی از عمق شعور آن ها بود .
ساعاتی از نیمه شب گذشته بود که پشت یک
میدان مین عجیب و غریب رسیدیم که برادران تخریب توانسته بودند بخشی از آن را برای عبور خودرو و رزمندگان ، پاکسازی و نوار کشی کنند ، ما هم که در یک آمبولانس بودیم ، مجبور بودیم با احتیاط کامل و به آهستگی عبور کنیم . یکی از رزمندگان در جلوی ماشین پیاده حرکت می کرد و مسیر را نشان می داد . چرخ سمت راست بر اثر برخورد با مین ضد نفر ترکید و خودرو متوقف شد . ضمن این که جاده کم عرض نیز بسته شد .
خوشبختانه هیچ خودرو دیگری پشت سر ما نبود و رزمندگان پیاده از کنار ما عبور کردند .
هر لحظه امکان داشت خمپاره ای بر روی ماشین ما فرود بیاید و به همین دلیل ما وحشت کرده بودیم . به دلیل کم عرض بودن جاده امکان جک زدن نیز نبود . چند دقیقه ای نگذشته بود که در تاریکی صدای ضعیف موتور سیکلتی به گوش ما رسید . هنگامی که سرنشینان به ما رسیدند و ماجرا را پرسیدند ، بلافاصله مشغول مین یابی در محل تعویض چرخ خودرو شدند . در مدت کوتاهی به ما اجازه دادند چرخ را عوض کنیم .