نفس: مجموعه سخنرانیهای حسین انصاریان صفحه 169

صفحه 169

بمانند، لذا خطاب می کند: «خُذُوهُ فَغُلُّوهُ» (1)به اینها زنجیر ببندید، «ثُمَّ الْجَحِیمَ صَلُّوهُ» (2)به آتش جهنم اینها را بکشانید که در صحرای محشر نباشند:

«وَ امْتٰازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ» (3)چه جرمی از این بالاتر که منِ خدا به تو روی کردم و تو رویت را برگرداندی، منِ خدا به واسطۀ انبیا و ائمّه به دنبال تو آمدم، گفتم به سوی من بیا و تو گفتی من تو را نمی خواهم.

وقتی امیرالمؤمنین علیه السلام ضربت خوردند به امام مجتبی علیه السلام فرمود: مرادی را نزد من بیاور، ابن ملجم را کنار محراب آوردند، ابن ملجم دید که رنگ به صورت علی نمانده، زخم کار خودش را کرده است، علی در معرض شهادت قرار گرفته است، عرض کردند بابا قاتل را آورده ایم، چشمش را باز کرد و فرمود: ای پسر مرادی آیا من امام بدی برای تو بودم، چه جرمی داشتم که به من ضربت شمشیر زدی؟ خدا هم حرفش همین است که من با دم رحمانی به تو روی کردم، تو به چه عنوان رویت را از من برگرداندی؟ «وَ امْتٰازُوا الْیَوْمَ أَیُّهَا الْمُجْرِمُونَ» حالا هم برو که روی من از تو برگشته است: لَّابَارِدٍ وَلَا کَرِیمٍ منتظر کَرَم من نباش، من کَرَمم شامل حال تو نمی شود. آن جا دیگر عذاب خالص است. این جا مجرم می تواند داخل خانه اش زیر کولر برود، شب را راحت بخوابد، اما آن جا دیگر این خبرها نیست:

«لاٰ بٰارِدٍ وَ لاٰ کَرِیمٍ* إِنَّهُمْ کٰانُوا قَبْلَ ذٰلِکَ مُتْرَفِینَ» (4)یعنی آیا یادت هست چه جنایت ها کردی! چه رویی از من برگرداندی! تا آخر عمرت هم منتظرت بودم تا بیایی، اما نیامدی. به پیغمبر گفت: چه موقع با خدا آشتی کنم؟ فرمود: همه وقت وقتِ آشتی است، اما اینها هیچ وقت آشتی نکردند.

مولا را نخواستند، کسی که مولا را می خواهد، دلیل خواستنش عمل کردن به قرآن است، عمل کردن به حلال و حرام قرآن است. آیات قرآن، چه در بخش خانوادگی،


1- (10)-حاقه(69):30؛«[فرمان آید]او را بگیرید و در غل و زنجیرش کشید.»
2- (11)-حاقه(69):31؛«آن گاه به دوزخش دراندازید.» این آیه اشاره به قبض روح کفار و طریق ورودشان به جهنم است که به گوشه ای از این حدیث طولانی اشاره می کنیم: الاختصاص:360-361؛بحار الأنوار:319/8،باب 24،حدیث 99؛«عن جابر الجعفیّ عن أبی جعفر علیه السّلام قال إذا أراد اللّه قبض الکافر قال یا ملک الموت انطلق أنت و أعوانک إلی عدوّی. فیقول اللّه دقّ عنقه و اکسر صلبه و شدّ ناصیته إلی قدمیه ثمّ یقول خذوه فغلّوه قال فیبتدره لتعظیم قول اللّه سبعون ألف ملک غلاظ شداد فمنهم من ینتف لحیته و منهم من یحطم عظامه قال فیقول أما ترحمونی قال فیقولون یا شقیّ کیف نرحمک و لا یرحمک أرحم الرّاحمین أفیؤذیک هذا قال فیقول نعم أشدّ الأذی قال فیقولون یا شقیّ و کیف لو قد طرحناک فی النّار قال فیدفعه الملک فی صدره دفعه فیهوی سبعین ألف عام قال فیقولون یا لیتنا أطعنا اللّه و أطعنا الرّسولا قال فیقرن معه حجر عن یمینه و شیطان عن یساره حجر کبریت من نار یشتعل فی وجهه و یخلق اللّه له سبعین جلدا غلظه أربعون ذراعا بذراع الملک الّذی یعذّبه بین الجلد إلی الجلد أربعون ذراعا بین الجلد إلی الجلد حیّات و عقارب من نار و دیدان من نار رأسه مثل الجبل العظیم و فخذاه مثل جبل ورقان و هو جبل بالمدینه مشفره أطول من مشفر الفیل فیسحبه سحبا و أذناه عضوضان بینهما سرادق من نار تشتعل قد أطلعت النّار من دبره علی فؤاده».
3- (12)-یس(36):59؛«و[ندا آید:]ای گناهکاران!امروز[از صف نیکان]جدا شوید.» اشاره به این روایت است: الإرشاد،شیخ مفید رحمه اللّه:13/1؛بحار الأنوار:308/42،باب 128،حدیث 8؛«...و ضرب أمیر المؤمنین علیه السّلام قبض علیه و قد خرج من المسجد فجیء به إلی أمیر المؤمنین ع فقال له و اللّه لقد کنت أصنع بک ما أصنع و أنا أعلم أنّک قاتلی و لکن کنت أفعل ذلک بک لأستظهر باللّه علیک».
4- (13)-واقعه(56):44-45؛«نه خنک است و نه آرام بخش،*اینان پیش از این از نازپروردگان خودکامه و سرکش بودند.»
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه