داستان های مبارزه با نفس صفحه 35

صفحه 35

خیلی گرم بود. آن زمان مرحوم علامه به خاطرگرمی هوا در زیرزمین می نشست. بعد از تعارف ها، صحبت های زیادی شد. هنگام رفتن گفتند: شما یازده جلد درباره امام علی بن ابی طالب(ع) نوشتی؛ قدردانی و تجلیل شیعه از شما این است که در منزل کهنه ای زندگی می کنی. اگر یک جلد از این یازده جلد را درباره یکی از خلفا می نوشتی، کاخی از طلا برای شما می ساختیم، ولی ما هر چه نگاه می کنیم، می بینیم وضع شما به جای بهتر شدن، بدتر می شود. شما الان یخچال ندارید، کولر ندارید، فرش ندارید، مبل ندارید، خلاصه وسایل راحتی تابستان و زمستان هیچ ندارید، چطور زندگی می کنید؟ ایشان تأملی کرد و بعد گفت: این اشکالاتی که بر من وارد می کنید، درست است. این اشکالات را شما وقتی به من وارد می کنید، من به قلبم رجوع می کنم، قلبم به من می گوید: عوض یخچال، علی(ع) را دارم و علی مافوق تمامی این مواهب است. من علی دارم؛ چه غم دارم و از زندگانی خودم اصلاً ناراحت نیستم و شاکرم».(1)

مبارزه ثروت و ایمان

مبارزه ثروت و ایمان

«عبدالله ذوالبجادین پسر یتیمی بود [که] از نظر ثروت دنیا به طور کلی چیزی نداشت. [او] در کودکی تحت تکفل عموی خود به سر می برد تا اینکه بزرگ گردید. از توجه عمویش دارای ثروت زیادی شد [و] مقداری گوسفند و شتر، غلام و کنیز به هم رسانید. او را در جاهلیت «عبدالعزی» می نامیدند. [وی] مدتی بود تمایل وافری داشت که اسلام بیاورد، ولی از ترس عموی خود هیچ اظهار نمی نمود؛ چون او مردی خشن و متعصب و


1- افتخارزاده، الغدیر و وحدت اسلامی، صص 43 و 44.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه