داستان های مبارزه با نفس صفحه 51

صفحه 51

نویسنده تاریخ روابط اجتماعی ایران و عراق می نویسد: خانه و آشیانه استاد ما در نجف بسیار کوچک و کهنه بود. ناتوانی مزاج، سینه تنگی، گرمای سوزان و بی پولی، گرفتار و بیمارش کرده بود. میرزا علی آقای شیرازی، فرزند میرزای مجدد، حاضر شد که خانه آبرومندی برای یک سال اجاره کرده و به بلاغی واگذار نماید. استاد نخواست زیر بار منت دوست قدیمی خود برود و هرچه دوستان و شاگردان اصرار کردند، وی قبول نکرد و می گفت: در این کلبه کوچک به قناعت زندگی می کنم و نمی خواهم دیگران برای خاطر من در فشار باشند.

بلاغی متعهد و مسئول و دردآشنا برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کوششی فروگذار نمی کرد و از تلاش و کوشش بازنمی ایستاد. گویند: برخی از بهاییان در محله ای از بغداد مکانی را به نام «حظیره» برای اجتماع خود بنا نهادند. بلاغی با شنیدن این خبر، دیگر آرام نگرفت و استراحت بر خود روا نداشت و با مراجعه به دادگاه و قانون آنان را به ترک محل و خلع ید از آن واداشت و پس از مدتی آن را به مسجدی آبرومند مبدل نمود.

بلاغی همواره بر قطع نفوذ بیگانگان اصرار داشت. ازاین رو، از کالاهای خارجی استفاده نمی کرد. وی اصرار داشت که لباس هایش از ساخته های کشورهای اسلامی باشد.

روزی او را شادمان دیدند و سببش را پرسیدند، گفت: امروز یک توپ کرباس از ایران برایم رسیده و از آن پارچه، یک کفن، عمامه، پیراهن و شلوار تهیه کردم. سزاوار نیست که در گورستان با پارچه بیگانگان بخوابم و با لباس کافران به نماز بایستم».(1)


1- نک: مردان علم در میدان عمل، ج 1، مصاحبه آیت الله اراکی با مجله حوزه، ش 12.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه