داستان های مبارزه با نفس صفحه 91

صفحه 91

رسول خدا صلی الله علیه و آله به دشمنی برخاست. روزی وی نزد رسول اکرم صلی الله علیه و آله رفت و عرض کرد: شما چه پیامِ تازه ای برای مردم آورده اید؟ پیامبر فرمود: «من مردم را به دینِ حنیفِ حضرت ابراهیم(ع) دعوت می کنم.» ابوعامر عرض کرد: من به دینِ حضرتِ ابراهیم ایمان دارم. بنابراین، فرقی میان من و شما نیست. پیامبر فرمود: «نه، این طور نیست. تو دین حضرت ابراهیم(ع) را با خرافات تورات و انجیل مخلوط کرده ای.» ابوعامر قهر کرد و از نزد پیامبر خارج شد.

وقتی منافقان توجه مردم را به مسجدالنبی دیدند، شروع به تفرقه اندازی نمودند. برای این کار مسجدی را در مدینه درست کردند و ابوعامر را به ریاست آن انتخاب کردند. در این موقع آیه ای از جانب خداوند نازل شد و به پیامبر دستور داد مسجد ضِرار را که باعث ضرر رساندن به اسلام و مسلمانان شده است، خراب نماید. به دستور پیامبر، چند نفر از مسلمانان، مسجد ضِرار را خراب کردند؛ زیرا این مسجد با نیت پاک و برای خدا ساخته نشده بود، بلکه منافقان به نیت پلید شیطانی خود و برای نابودی اسلام آن را بنا نموده بودند. پیامبر نیز ابوعامر را نفرین کرد و فرمود: «از خداوند می خواهم هرکدام از ما که برحق نیست، او را در تنهایی هلاک کند.» ابوعامر نیز گفت: الهی آمین.

بالأخره ابوعامر از مدینه خارج شد و به شام رفت تا مردم آنجا را که اکثراً مسیحی و یهودی بودند، بر ضدِ مسلمانان تحریک کند، اما قبل از اینکه اقداماتش به نتیجه برسد، در بیابانی از تنهایی هلاک گردید و به سزای مخالفت با رسول اکرم صلی الله علیه و آله رسید».(1)


1- سید عبدالحسین دستغیب، معارفی از قرآن، شیراز، کانون تربیت، 1362، ص 499.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه