معرفت نفس و حشر صفحه 110

صفحه 110

تذکر: قوه ی نفس غیر از شرف نفس است و گاهی در نتیجه ی انضمام یکی به دیگری ازدیاد حاصل می شود مثلا شجاعت که از لوازم قوت نفس است گاهی ناشی از تکبّر نفس و احتقار دشمن و علم به پیروزی خویش است و گاهی ناشی از شرف نفس و برتری از ذلت است آنچنان که ارسطو می گوید نفوس شریف از ذلّت ابا داشته و حیاتِ مقرون با ذلّت را مرگ و مرگ همراه با عزت را، حیات خویش می دانند. پس اگر شجاعت ناشی از قوت نفس باشد باید با حکمت قرین گردد تا بحکم عقل اقدام به جنگ و یا خودداری از جنگ را پیشه کند بر عکس جبن که وقتی به حکم عقل باید اقدام به جنگ کند خودداری می نماید و تهوّر عکس جبن است به این معنا که بدون دلیل به جنگ می پردازد.

غنا و بی نیازی نفس نیز گاهی به علت قوت نفس و علم به این است که در موقع نیاز توان کسب مایحتاج را دارا می باشد و گاهی به علت شرافت نفس و عدم التفات به امر موجود است. عدالت لازمه ی شرافت نفس و ستم لازمه ی پستی نفس است.

منازل و درجات انسان برحسب قوای نفسانی

انسان تا در مقام جسمانی است، گویا باطن وی ترکیبی است از قوای نفسانی که بعضی بهیمی و بعضی سَبُعی و بعضی شیطانی و بعضی ملکی است. از قوه ی بهیمیه، صفت شهوت و حرص و آز و فجور و از قوه ی سبعیه، حسد و عداوت و بغض و کینه و از قوه ی شیطانیه، مکر و خدعه و حیله و تکبر و حب جاه و افتخار و استیلا و از قوه ی فرشته مَنِشی یا مَلکیه، علم و زهد و طهارت ریشه می گیرد و اصول کلی اخلاق همین چهار صفت است که دارای اقسام و اسماء گوناگونی است و خلاصی از سه صفت اولی ممکن نیست مگر به ریاضت تا که از آن سه رهایی یابد و صفت فرشته مَنشی در وی غالب گردد.

اولین قوه ای که در انسان به وجود می آید قوه ی «بهیمیت» است که به وسیله ی آن شهوت و حرص از اوائل کودکی تا جوانی بر آن غلبه دارد و سپس قوه ی سبعیت پدید می آید که در اثر آن صفت عداوت و مناقشه در انسان غلبه می کند و پس از آن قوه ی شیطانیه ظهور می کند تا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه