معرفت نفس و حشر صفحه 178

صفحه 178

طبیعی برای نفس نه امری تحمیلی و امر طبیعی برای هر شیئ خیر و عامل تکامل و تمامیت اوست و هر آنچه برای شیئ خیر باشد و عامل تمامیت آن گردد، برای آن حق است، پس مرگ برای نفس حق است و آن فسادی که عارض بدن می گردد امری است عارضی و نه ذاتی مثل سایر شروری که در این عالم واقع می شوند، همگی تابع خیرات اند و عدالت الهی اقتضا می کند که آنچه را اشرف و افضل است رعایت کند و حیات روحانی افضل است از حیات طبیعی و بدنی - بدن یک سلسله ذرات بود و حالا هم که نفس از آن جدا شد همان ذرات اند و حقیقت و تشخّص انسان به نفس بود و هست - و اجسامی که تحت تصرف نفوس و ارواح هستند فی نفسه مستهلک اند و هرچه آن نفوس قوی شوند ابدانی که در آن تصرف می کنند لطیف می شوند و انانیت و موجودیت آن ها تحلیل می رود تا آن جائی که هرچه نفس در قوّت و کمال فرو رود جسم هم در ضعف و لطافت و مرگ فرو می رود تا حدی که نهایت استقلال نفس با زوال کلی بدن همراه است. مگر نمی بینی جسمیت جماد محکم تر است تا جسمیت گیاه و گیاه در جسمیت از حیوان قوی تر و ضخیم تر است؟ این ها همه به جهت تفاوت نفوسشان و قدرت و قوّت نفسشان است.(1)

بعضی از عرفا می گویند: مرگ اثر تجلی حق است بر موسای نفسِ ناطقه، تا کوه انانیت و هستی بدن فرو ریزد و تجلی حق تعالی در عالم ملکوت برای نفس عملی می گردد و نسبت نفس به عالم ملکوت قوی شود. هرگاه جهت روحانی و ملکوتی شیئ قدرت یابد جهت جسمانی و ملکی او اضمحلال می یابد زیرا که این ها ضد همدیگرند، و دنیا و آخرت مثل دوکفه ای هستند که برتری یکی موجب فرو افتادن دیگری است.

نکته ای از نظر حکمت الهی

خداوند براساس حکمت خود، جان را در طلب وجود و بقا آراست به طوری که جان انسان ذاتا از فنا و عدم گریزان است و وجود به خودی خود خیر محض و نور صرف است و


1- - توجه داشته باشید که از جهتی باید بین بدن با جسم تفکیک کرد. آن بدنی که هر چه نفس انسان قوی شود لطیف تر می شود، بدنی است که انسان به عنوان بدن برزخی می سازد در حالی که هر چه آن بدن لطیف تر شود فاصله ی آن با جسم بیشتر می گردد تا آن جایی که جسم را رها می کند، ولی آن بدن همیشه با انسان همراه است برعکس این جسم.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه