معرفت نفس و حشر صفحه 73

صفحه 73

قوای مخصوص به نفس حیوانی

ابتدا باید متذکر شد که طلب و خواهش، مخصوص حیوان و انسان است، زیرا گیاه نمی تواند برای دریافت مطلوب خود تغییر مکان دهد و چون حکمت الهی اقتضا نمی کند چیز لغوی در آفرینش باشد و چون خواهش در گیاه قابل تحقق نیست پس نمی تواند چنین خواهشی در آن وجود داشته باشد و اگر شعوری در نباتات باشد شعوری است در خور ذات و فطرت و اصل وجود آن ها و چون شعور تابع درجه ی وجود است، هر موجودی به اندازه ای که از وجود برخوردار است از شعور برخوردار است - که این نحوه شعور و آگاهی غیر از طلب و خواهشی است که در حیوان و انسان مطرح است - اما در مورد قوای مخصوص به نفس حیوانی باید گفت: نخستین مرتبه از حواس پنجگانه، «حسّ لامسه» است و از آن پس حسّ شامه می باشد جهت ارتباط با چیزهایی که از بدن دوراند و حسّ باصره برای دریافت محل غذا و مایحتاج بدن به کار می رود و حسّ سامعه و ذائقه برای بقاء حیوان لازم است و بقیه ی حواسِ موجود در بدن نیز در همین راستا قرار دارند ولی برای کمال نهایی نفس این حواس کافی نیستند و به همین دلیل خداوند حواس باطنی، مثل حس مشترک را آفرید تا آنچه حس شده محفوظ بماند و انسان مانند پروانه نباشد که چون حافظه ندارد، با حس کردنِ آتش و با احساس سوزندگی آن، دوباره خود را به آتش می زند. اگر نیروهایی مثل میل طبیعی و شوق نفسانی و یا اراده ی عقلانی نبود، حواس پنجگانه برای انسان بی فایده می بود زیرا این حواس برای مقصد نهایی انسان کافی نیست. و انسان برای آن که عقل بالفعل شود آفریده شده است.

چگونگی ادراک محسوسات

نفس فقط چیزهایی را ادراک می کند که بدن و قوای موجود در آن از آن چیزها متأثر می شوند و اینطور نیست که آنچه خارج از بدن است را نفس بتواند درک کند و معنی ادراک این است که نفس به نیروی خلاقه ی خویش صورتی شبیه صورت موجود در قوه ی باصره یا

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه