تجربه شیرین ندامت صفحه 256

صفحه 256

فاصله ای نگذشت که از کردار خویش پشیمان شد ، با خود گفت : به خدا و رسولش خیانت کردم .

از قلعه پایین آمد ، دیگر خدمت پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) نرفت . از همان جا رهسپار مدینه گشت ، داخل مسجد شد و به وسیله ریسمانی گردن خود را به یکی از ستونهای مسجد بست ، همان ستونی که بعد از این داستان ستون توبه نام گرفت .

با خود گفت :

هرگز خود را از این بند رها نمی کنم مگر این که توبه ام پذیرفته شود ، یا بمیرم .

وقتی ابولبابه تأخیر کرد ، پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) جویای او شدند . داستان او را به عرض پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) رساندند .

حضرت فرمودند :

اگر پیش ما می آمد ، از خداوند برایش طلب آمرزش می کردیم ، امّا اکنون که به خدا توجّه کرده است ، او سزاوارتر است ، هر چه می خواهد درباره اش انجام دهد . (2)

گویا مقصود پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) این است : اگر ابولبابه پیش ما می آمد و ما برایش استغفار می کردیم ، توبه اش پذیرفته می شد و زودتر به آمرزش خداوند دست می یافت . ولی اکنون که به خدا توجّه کرده است ، او خود می داند که چه زمانی توبه اش را بپذیرد و او را بیامرزد .

در واقع در خواست استغفار از پیامبر یا امام (علیهم السلام) خود یک نوع وسیله جوئی است که بدان سفارش شده است ، خداوند می فرماید :

( یا أَیُّها الذَّینَ آمَنُوا إِتَّقُوا اللهَ وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الْوَسیلَهَ و جاهِدُوا فی سَبیلِهِ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ ) . (3)

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه