داستانهائی از زندگی علماء صفحه 61

صفحه 61

او را نشاندیم . متوجّه شدیم آن مرحوم پاها را جمع کرد و مؤ دب نشست و به یک نقطه معیّنی نگاه می کرد و لبها را تکان می داد .

گویا با کسی صحبت می کرد . سپس پاها را دراز نموده و خوابید و به رحمت ایزدی پیوست .

در همین حال بوی عطری

خوش به مشاممان رسید . ( 50 )

مشیّت الهی

مرحوم حضرت آیه اللّه حاج سیّد حسن مدرّس عالم عظیم الشاءنی بود که علاوه بر وصول به مقامات عالی در علوم اسلامی و فقاهت سیاستمدار خبره ای نیز بود که دیانت و سیاست را معنا نمود .

شجاعت کم نظیر وی در بیان مسائل و واقعیّات موجبات برانگیخته شدن خشم رضاشاه قلدر و دستگاه حکومتی او را فراهم آورد این بود که چند بار مورد تعرّض و سوءقصد نوکران جیره خوار رضاشاه قرار گرفت .

او خود در این باره چنین می گوید :

دو دفعه مورد حمله واقع شدم . یک دفعه در اصفهان که در مدرسه جدّه بزرگ در وسط روز ، چهار تیر تفنگ به من انداختند ولی مؤ فّق نشدند و آنها را تعقیب نکردم .

مرتبه دیگر سال گذشته بود که جنب مدرسه سپسالار ، اوّل آفتاب که به جهت تدریس به مدرسه می رفتم در همین ایّام تقریباً ده نفر مرا احاطه نمودند . فی الحقیقه تیرباران کردند . از تیرهای زیاد که انداختند چهار عدد کاری شد . سه عدد به دست چپ و مقارن پهلو جنب یکدیگر زیر مرفق و بالای مرفق و زیر شانه .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه