داستانهائی از زندگی علماء صفحه 80

صفحه 80

من بعد از اینکه ایشان متولّد شد تا دو سال تمام هیچ وقت بدون وضو به ایشان شیر نمی دادم و هر وقت موقع شیر دادن ایشان می شد مثل اینکه به من القاء می شد و من می رفتم وضو می گرفتم و بعد به ایشان شیر می دادم و من به یاد ندارم بدون وضو به ایشان شیر داده باشم و برکات زیادی در این وضو گرفتن و شیر دادن نصیبم شد . ( 70 )

طریق نهی از منکر

از قول مرحوم آیه اللّه العظمی حاج شیخ عبدالکریم حائری یزدی ( رض ) مؤ سس حوزه مقدّسه علمیّه قم نقل شده که فرمودند :

پیرمردی بود که به نماز جماعت حاضر می شد و آدم خوبی بود ولی صورتش را می تراشید . من دنبال فرصتی می گشتم تا او را از این منکر نهی کنم .

روزی کنار درب حرم مطهّر حضرت معصومه علیها السلام با یکدیگر روبرو شدیم . به او گفتم : من دوست دارم صورت شما را ببوسم ! آن مرد صورت خود را نزدیک آورد . صورتش را بوسیدم و در همین حال آهسته در گوشش گفتم :

جای بوسه من پیرمرد را نتراش !

گفت : چشم . از آن پس دیگر محاسنش را نتراشید . ( 71 )

بهترین عید

خانم طباطبایی فرزند علاّمه سیّد محمّدحسین طباطبایی صاحب تفسیر المیزان نقل می کند :

وقتی ما از تبریز به تهران آمدیم و از آنجا ساکن قم شدیم . من شش سالم بودم و دو برادر بزرگتر و یک خواهر کوچکتر هم داشتم .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه