زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها ترجمه ی جلد 43 بحارالأنوار صفحه 108

صفحه 108

اسماء بنت عُمَیْس برای من گفت:

من نزد جدّه ات فاطمه زهراء سلام الله علیها بودم که پیغمبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم نزد فاطمه آمد، یک گردنبند طلا در گردن حضرت زهراء سلام الله علیها بود که علی بن ابیطالب علیه السلام آن را از سهم غنیمت خود خریده بود. پیامبر خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم به فاطمه ی اطهر سلام الله

علیها فرمود:

مردم تو را مغرور نکنند به اینکه بگویند:

تو دختر محمّد هستی و تو زر و زیور ستمکاران را استعمال کرده باشی! ! حضرت فاطمه سلام الله علیها پس از این گفتگو آن گردنبند را باز کرد و فروخت، پول آن را داد و یک غلام خرید و آزاد کرد و رسول خدا صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم از این عمل مسرور گردید.

[روایت شماره] (29)

[الخرائج و الجرائح ] رُوِیَ عَنْ عِمْرَانَ بْنِ الْحُصَیْنِ قَالَ:

کُنْتُ عِنْدَ النَّبِیِّ صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم جَالِساً إِذْ أَقْبَلَتْ فَاطِمَهُ سلام الله علیها وَ قَدْ تَغَیَّرَ وَجْهُهَا مِنَ الْجُوعِ، فَقَالَ لَهَا: ادْنِی، فَدَنَتْ مِنْهُ، فَرَفَعَ یَدَهُ حَتَّی وَضَعَهَا عَلَی صَدْرِهَا فِی مَوْضِعِ الْقِلادَهِ وَ هِیَ صَغِیرَهٌ ثُمَّ قَالَ:

اللَّهُمَّ مُشْبِعَ الْجَاعَهِ وَ رَافِعَ الْوَضَعَهِ، لا تُجِعْ فَاطِمَهَ،

قَالَ:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه