زندگانی حضرت زهرا سلام الله علیها ترجمه ی جلد 43 بحارالأنوار صفحه 382

صفحه 382

یا رسول الله! سلمان از دیدن لباس من دچار شگفتی گردیده، به حقّ آن خدایی که تو را به حق مبعوث نموده مدّت پنج سال است که من و علی بن ابیطالب علیهما السلام غیر از یک پوست گوسفند که روزها شتر ما روی آن علف می خورد و شب ها آن را به جای فرش می گسترانیم چیزی نداریم، متکّای ما از یک پوستیست که آن را با لیف خرما پُر کرده ایم.

سپس رسول اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم متوجّه سلمان شد و به او فرمود:

دخترم فاطمه از گروه سابقین است.

سپس حضرت فاطمه ی اطهر سلام الله علیها به رسول اکرم صَلَّی اللَّهُ عَلَیْهِ وَ آلِه وَ سَلَّم عرض کرد:

فدای تو گردم چه باعث شده که تو گریان شوی؟

حضرتش جریان آن دو آیه ای را که جبرئیل آورده بود برای حضرت زهراء سلام الله علیها شرح داد.

فاطمه ی اطهر سلام الله علیها پس از شنیدن این موضوع صورت خود را روی زمین نهاد و عرض کرد:

وای بر آن کسی که داخل دوزخ شود، وای بر آن کسی که داخل دوزخ شود هنگامی که سلمان فارسی با این منظره مواجه شد گفت:

کاش من نسبت به اهل و عیالم یک گوسفندی می بودم و آنان گوشت مرا می خوردند و پوستم را پاره می کردند و این داستان جهنّم را نمی شنیدم.

ابوذر گفت:

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه