حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام صفحه 319

صفحه 319

افراد معمولی فکر می کنند که اگر اسم اعظم را بدانند می توانند در هر چیزی تصرف کنند، غافل از این که اسم اعظم یک حقیقت است برای مقامی خاص. این که در دعای کمیل اظهار می دارید «وَ بِأَسْمَائِکَ الَّتِی مَلَأَتْ أَرْکَانَ کُلِّ شَیْ ءٍ» و خدا را به اسمائی قسم می دهید که پایه های هر چیز را پر کرده نشان می دهد که پایه های تمام اشیاء عالم را اسماء الهی پر کرده است. چطور تمام حرکات و سکنات دست من را حیات پر کرده و حیات است که دست من را حرکت می دهد، در حالی که حقیقتی است فوق گوشت و استخوان و عصب؟ با این همه هر حرکتی که هر سلولی دارد به جهت احاطه ی حیات است در بدن و به همین جهت اگر حیات از دست من رفت دیگر هیچ حرکت و فعل و انفعالی در بدن باقی نمی ماند، پس حیات رکن حرکت و حواس بدن انسان است. با توجه به این مثال عنایت داشته باشید معنی این که گفته می شود تمام عالم در قبضه ی اسماء الهی است به چه معنی است تا معنای این که اسماء الهی مافوق پدیده های مادی، عالم را در قبضه دارند و مدیریت می کنند، روشن شود. اگر نتوانیم از منظر توجه به حضور اسماء الهی، عالم را نگاه کنیم برای تحلیل فعل و انفعالات عالم، گرفتار نگاه به الکترون و پروتون و نوترون و ابر الکترون می شویم. مثل این است که شما در حرکت دست من تمام انگشت های من را ببینید ولی متوجه حیات من نشوید، در آن صورت در مورد حرکت دست من واقعیت را ندیده اید. غافل از این که استخوان ها و ماهیچه ها نقش خود را در قبضه ی حیات دست من انجام می دهند، به همین جهت هم اگر حیات رفت نه انگشت می ماند و نه دست، همه می گندند و از بین می روند.

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه