حقیقت نوری اهل البیت علیهم السلام صفحه 66

صفحه 66

این ها مقدمه بود تا بر روی سخن حضرت فکر کنیم که چرا می فرمایند: «مَعْرِفَتِی بِالنُّورَانِیَّهِ مَعْرِفَهُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَ» اگر کسی با نظر به نورانیت من مرا بشناسد، خدای عزّ و جل را شناخته است. همان طور که عکسش را نیز فرمودند که اگر کسی خدا را درست بشناسد به معرفت نورانیت امام می رسد. چون قلب انسان در فطرت خود خدا را می شناسد، از طرفی فطرتِ بالفعل همان امام معصوم است، از آن جایی که با فطرت نظر به خدا می کند، در منظر خود «فطرت بالفعل» یعنی امام را می یابد که نمایش نور حضرت اَحد است. همین طور که غیر ممکن است کسی خدا را بشناسد و به جمال امیرالمؤمنین علیه السلام و سیره ی آن حضرت نگاه کند ولی به خدا منتقل نشود.

باید در شناخت امیرالمؤمنین علیه السلام درست شروع کنیم و درست شروع کردن با نظر به مقام نورانیت حضرت ممکن است. آن هایی که اهل این راه اند حرفشان این است که بیخود شما نشسته اید و می خواهید خدا را در دیگر مظاهر پیدا کنید، تا انسان موحد کاملی را نیابید و خدا را در سیره ی او نبینید، محال است خداوند خود را به شما نشان دهد. چون شما باید اولاً: چشم خدابین پیدا کنید. ثانیاً: اسماء الهی را در مظاهر کامله اش بیابید تا خدا را پیدا کرده باشید. در صورتی که انسان با اسماء الهی به صورت جامع - که در انسان کامل ظاهر است- مأنوس نشود، قلبش به نشاط الهی نایل نمی گردد. وقتی عرض می شود در حرکات و سکنات انسان های موحد می توان با خدا مأنوس شد، منظورم صرفاً ائمه علیهم السلام نیستند، آن ها جای خود دارند، بیایید پائین تر و در بعضی از اولیاء الهی خدا را ببینید، البته در

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه