آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 183

صفحه 183

گل روی حسن

باغ زهرا به گل روی حسن چون آراست

نغمه ی شوق از افواج ملایک برخاست

سبز پوشان چمن تا گل رویش دیدند

سرخ گشتند ز خجلت که نه زیبا رخ ماست

پسر فاطمه گر جلوه بدین سان بکند

زهره در چرخ فرومانده ز نور زهراست

ای ولی عهد علی، ارشد اولاد بتول

کز مدارای تو بنیاد شریعت برجاست،

علم بی حد تو رمزی ست ز دانایی حق

حلم بسیار تو خود آیتی از صبر خداست

صبرها کردی و دندان به جگر بنهادی

که چنین خون جگریها به ره دوست رواست

عشق در کار تو بی پرده شهادت داده ست

کشته ی صبری و اجر تو فزون از شهداست

ساقی دهر جز از زهر به کام تو نریخت

الله ای زاده ی زهرا ز ثباتی که تو راست!

دین جد تو بشر را ز بلا باز رهاند

گر چه بهر همه اولاد وی از دهر، بلاست

عیش پاکیزه ی مردان خدا این جا نیست

علم الله که آسایش عقبی ز شماست

بوستان علی از چون تو پسر سرسبز است

روز میلاد تو شادان دل ارباب وفاست

خانه ای را که به حسن حسنی آرایند

آشکار از همه دیوار و درش نور صفاست

پای از سر نشناسیم ز شادی که کنون

جشن در خانه ی اولاد پیمبر برپاست

اثر شوق نهان است که «ناظر زاده»

هر چه در وصف علی گوید و آلش زیباست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه