آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 191

صفحه 191

محمد آزادگان «واصل»

حسن خصلت

جل علا حضرت حسن آفرین

خواست حسن خصلتی از آخرین

کرد ز پیوند دو دریای نور

خلق یکی نور چو بدر البدور

خواست که حق گردد از او پایدار

خواست که دین گردد از او استوار

خواست که با صبر به جان پرورد

نخله ی توحید و به بار آورد

بعد علی گشت ز پروردگار

امر خلافت چو به او واگذار،

سیل ستم گشت ز هر سو روان

جانب آن گلبن باغ جنان

امر به صبر آمدش و خوب کرد

صبر، نه آن گونه که ایوب کرد

خون دل خود به دل تشت ریخت

زهر جفا رشته ی عزمش گسیخت

یا حسن ای زاده ی خیر الانام

بر دل پرخون تو از ما سلام

در ره آزادی نوع بشر

داد علی فرق و تو دادی جگر

مقتل او مسجد و محراب شد

جسم تو از زهر ستم، آب شد

ای جگرت خون شده از ظلم و زهر

زهر نه از کوزه، که از جام دهر

عمر تو با غصه و غم شد به سر

ای ز گلو ریخته خون جگر

ای شده از غم جگرت چاک چاک

ای پسر فاطمه روحی فداک!

بعد شهادت، بدن پاک تو

با جگر پاره و صد چاک تو

باز هم از خصم سراپا به ننگ

شد هدف ناوک تیر خدنگ

بعد تو هم دشمن دور از خدا

قبر تو را نیز نکردی رها

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه