آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 193

صفحه 193

واعظ قزوینی

آفتاب سپهر امامت

جهان را جوان ساخت دیگر شکوفه

جوانانه زد سال بر سر شکوفه

به سان زمرد که در پنبه پیچی

نهان گشت صحن چمن در شکوفه

چو جوزق که از پنبه لبریز باشد

فضای فلک شد سراسر شکوفه

چنان دانه در پنبه پنهان نگردد

که گم گشته گوی زمین در شکوفه

ز هر سوی چون میوه یکسر جهان را

کشیده ست خوش تنگ در بر شکوفه

چو آن کاسه کز شیر لبریز گردد

چمن را گذشته ست از سر شکوفه

چو طوطی که در شکرستان شود گم

شده سبزی برگ، گم در شکوفه

ز عکس چمن شد هوا آسمانی

در او کهکشان شاخ و، اختر شکوفه

هلالی ست ماه نشاط و طرب را

ز بس شاخ را کرده انور شکوفه

شده شاخ تر همچو ابروی پیران

بر او بس که افکنده لنگر شکوفه

پی خواهش خلعت برگ باشد

به سر شاخ را رخت نو بر شکوفه

چنان گشته سیل رطوبت که خود را

کشیده ست بر شاخ یکسر شکوفه

ثمر تا به ساحل کشد بار خود را

شده کشتی بحر اخضر شکوفه

به نوعی که مو در سپیدی شود گم

رگ شاخ تر، غوطه زد در شکوفه

به باغ وجود از ره شاخ نورس

شده میوه را، پیر رهبر شکوفه

به نظاره ی گلشن راز دارد

ثمر دیده بر روزن هر شکوفه

ز شادی کله بر هوا افکند ز آن

که از سیم باشد توانگر شکوفه

تعلق نباشد به زر بختگان را

ز خامی ثمر بسته دل بر شکوفه

کشیده ست بهر شکست صف غم

ز هر شاخ یک صف ز لشکر شکوفه

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه