آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 201

صفحه 201

وصال شیرازی

تشت لاله

ای دل مگو که موسم اندوه شد به سر

آمد به سر محرم و آمد مه صفر

فارغ نشد هنوز دل از بار اندهی

کاید به روی ماتم او ماتمی دگر

سالی دوازده مه و سی روز هر مهی

هر روز آن دلم به غریبی ست نوحه گر

کم نیست آل فاطمه، گرچه به چشم خلق

بس اندکند و خوار و حقیرند و مختصر

این قوم برگزیده ی خلاق عالمند

بر چشم کم به جانب این قوم کم نگر

گرچه شکافته سر و پهلو شکسته اند

ورچه گداخته جگرند و بریده سر

هر گوشه آفتابی از ایشان غروب کرد

گر خاور زمین نگری تا به باختر

طوس و مدینه، کوفه و بغداد و کربلا

شاهی به هر ولایت و ماهی به هر کجا

هر یک به رتبه باعث ایجاد عالمی

از مرد و زن به پایه مسیحی و مریمی

هر یک غلام درگهشان خان و قیصری

هر یک گدای همتشان معن و حاتمی

بر هر یکی ز رتبه و دانش چو بنگری

گویی نه اعظمی بود از این نه اعلمی

اما دریغ و درد کز اینان ندیده ایم

از جور روزگار و جفایش مسلمی

از هر تنی به هر یک از اینان جدا دلی

وز هر دلی ز هر تن از اینان جدا غمی

از زخمهای هر یک از اینان به هر دلی

زخمی پدید، کش نه پدید است مرهمی

در هر دلی غمی و به هر سینه اندهی

هر خانه ای عزایی و هر گوشه ماتمی

شیراز، هر کجا گذری داستانشان

پیر و جوان به ماتم پیر و جوانشان

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه