آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 45

صفحه 45

خواجوی کرمانی

خورشید برج دین

شمعی که بود مقتبس از نور بوالحسن

نام مبارک و رخ گلگون او حسن

جانش به لب رسیده و تسبیح بر زبان

زهرش به جان رسیده و تریاق در دهن

زهر آب داده تیغ اجل را ز خون دل

وانگه به زهر خنده فدا کرده جان و تن

در کام او چو زهر هلاهل شود نفس

هر کو ز زهر خورده ی زهرا کند سخن

شاهی که زیر سایه ی عرشش زدند تخت

مرغی که شد ورای نهم طارمش چمن

نور دل بتول و جگر گوشه ی رسول

خورشید برج دین و در درج بوالحسن

با زخمهای خنجر الماس در جگر

آورده رخ به حضرت بیچون ذوالمنن

هر چند از حجاز چو او نغمه ای نخاست

آن دور بی نوای حسینی نگشت راست

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه