آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 70

صفحه 70

حمید سبزواری

بهانه ی نجات

خزان نبیند بهار عمری که چون تو سروی به خانه دارد

غمی نگردد، دلی که آن دل، طراوت جاودانه دارد

تو آن امیدی به باغ جانم، که در هوای تو گل فشانم

چو نوبهاری، به بوستانی، که شاخه شاخه جوانه دارد

اگر چه بشکسته استخوانم، چو از تو دم می زنم جوانم

به بزمت آن شمع سرفشانم، کز آتش دل زبانه دارد

چه جای اظهار نکته دانی، تو بر لبم نکته می نشانی

چو عندلیبی به نغمه خوانی، که بر زبان صد ترانه دارد

چو دستگیرم تویی کماهی، نمی زنم لاف بی گناهی

نمی هراسم ز روسیاهی، کسی که ترسد تو را ندارد

تو را ندارد که مهتری تو، به سروران جهان سری تو

ستوده فرزند حیدری تو، که مهتری زین نشانه دارد

شکوفه ی شاخسار طوبی، فروغ چشم علی و زهرا

به غیر گنجور گنج طاها، که این گهر در خزانه دارد؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه