آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 74

صفحه 74

1- 16. درواخ: حالت نقاهت و حال بیمار.

2- 17. بالوف: جمع الف، هزارها.

3- 13. راسخ: استوار و پابرجا.

4- 14. شامخ: بلند.

5- 15. منهل: آبشخور.

زهر قهر عدو هلاکش کرد

فقد تریاک (1)، دردناکش کرد

پاک ناید ز مردم بی باک

عود ناید ز دود چوب اراک (2).

ماه در چشم ار هلال نمود

زهر در کام او زلال نمود

ز آنکه زان واسطه ی چشیدن زهر

و آن ز دشمن بسی کشیدن قهر،

بجهانید جانش از ره حلق

برهانیدش از دنائت خلق

روز باطل چو حق شود پنهان

اهل حق را تو به ز کور مدان

پای باطل چو دست برتابد

دل دانا به مرگ بشتابد

گرچه این بد به روی او آمد

پشت اقبال سوی او آمد

بود با این دژم دلی همه روز

همچو خورشید دهر شهر افروز

آن بهی طلعت بزرگ نسب

و آن ز علم و ورع چراغ عرب

خواسته چون خرد ز بهر پناه

شرف از منصب کریمش جاه

خاطرش همچو بحری اندر شرع

راسخ (3) اصل بود و شامخ (4) فرع

مسند و مرقدش بر از افلاک

مشرب و منهلش (5) ز عالم پاک

مانده آباد از سخای کفش

خاندان نبوت از شرفش

کرد خصمان بر او جهان فراخ

تنگ همچون دو رنگه ی درواخ (6).

بی سبب خصم قصد جانش کرد

او بدانست و زان امانش کرد

بار دیگر به قصد او برخاست

بی گناهی ورا به کشتن خواست

پس سیم بار عزم کرد درست

شربت زهر همچو بار نخست،

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه