آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 77

صفحه 77

علی سهرابی تویسرکانی

باغ رسول

سبزپوش چمن باغ رسول

حسن، آن سرو گلستان بتول

جعده اش زهر چو در کام بریخت

رشته ی عمر وی از هم بگسیخت

نیمه شب جرعه ی آبی نوشید

ز آتشین آب، دلش می جوشید

شعله ها، زهر به جانش افروخت

همچنان شمع، سراپا می سوخت

از لب لعل گهرها می سفت

خفت در بستر و با خواهر گفت

دشمن خانگی ای خواهر من

بین چه آورده کنون بر سر من

دلم از دور زمان خسته شده

دفتر زندگی ام بسته شده

خواهر از راز برادر چو شنید

زد به سر دست غم و ناله کشید

گفت آن غمزده با شور و نوا

دم به دم، واحسنا! واحسنا!

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه