آینه بردباری: سروده هایی از شاعران گذشته و معاصر در مناقب و مصایب امام حسن مجتبی، علیه السلام صفحه 86

صفحه 86

صغیر اصفهانی

تاب عطش

شد از غم دو تشت، دلم تشت پر ز خون

خون جگر مدام فرو ریزم از عیون

در حیرتم به زینب مضطر چه ها گذشت

آن دم که اوفتاد نگاهش بر آن دو تشت

یک تشت را ز خون جگر دید لاله گون

یک تشت را بدید در آن رأس پر ز خون

یک تشت را بدید پر از پاره ی جگر

یک تشت را بدید در آن رأس چون قمر

برخاست چون ز تاب عطش مجتبی ز خواب

برداشت کوزه را که بنوشد دو جرعه آب

آبش به کام رفت و دلش پر شراره شد

از زهر اشقیا جگرش پاره پاره شد

از آه و ناله، خون دل اهل جهان نمود

تشتی طلب ز زینب بی خانمان نمود

آن تشت پر ز خون دل دردناک کرد

زینب بدید و از غم او جامه چاک کرد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه