همان خط را مشاهده ميكنيم، منتهي وضع بهتر شده است آن جا هم تكيه بيشتر بر تعليمات دين و معارف اسلامي است. اما اولا مردم، آن بياعتنايي و بيمهري نسبت به خاندان پيغمبر را ديگر ندارند. وقتي امام باقر (ع) وارد مسجد مدينه ميشود عدهاي از مردم همواره گرد او حلقه ميزنند و از او استفاده ميكنند. راوي ميگويد امام باقر را در مسجد مدينه ديدم «و حوله اهل خراسان و غيرهم» از بلاد دوردست، از خراسان و جاهاي ديگر عدهاي دور حضرت را گرفته بودند. اين نشان دهندهي اين است كه تبليغات دارد مثل امواجي در سرتاسر جهان اسلام گسترش پيدا ميكند. و مردم نقاط دوردست دلشان به اهلبيت دارد نزديك ميشود، يا در يك روايت ديگر دارد: «احتوشه اهل خراسان»، يعني، در حاشيهي او نشسته و او را در ميان خود گرفته بودند و آن حضرت با آنها دربارهي مسائل حلال و حرام صحبت ميكرد. بزرگان علماي زمام پيش امام باقر (ع) درس ميخوانند و استفاده ميكنند. شخصيت معروفي مثل عكرمه شاگرد ابنعباس وقتي ميآيد خدمت امام باقر (ع) تا از آن حضرت حديث بشنود (شايد هم براي اين كه آن حضرت را امتحان بكند!) دست و بالش ميلرزد و در آغوش امام ميافتد. بعد خودش تعجب ميكند، ميگويد: من بزرگاني مثل ابنعباس را ديدم و از آنها حديث شنيدم، هرگز يابن رسول الله اين حالتي كه در مقابل تو برايم دست داد برايم پيش نيامده بود. امام باقر (ع) در جوابش ببينيد چقدر صريح ميگويند:
«ويحك يا عبيد اهل الشام انك بين يدي بيوت اذن الله ان ترفع و يذكر فيها اسمه» [14].