ولايتعهدي منتهي شد. متأسفانه آن جا هم باز با حادثهي شهادت، اين رشته قطع شد و يك دوران جديدي آغاز گشت كه دوران محنت و غم اهلبيت است. به نظر بنده از دوران امام جواد (ع) به بعد براي اهلبيت بدتر و محنت بارتر از همهي اوقات است. اين يك ترسيم كلي از زندگي سياسي ائمه عليهمالسلام بود كه عرض شد.
همان طور كه قبلا گفته شد من بحث خود را دو قسمت كرده بودم. يك قسمت ترسيم كلي بود كه تا اين جا تمام ميشود. قسمت ديگر، نمودارهايي از حركات مبارزي در زندگي ائمه است كه شايد وقت كافي اكنون براي بيان آن نباشد و لازم باشد كه بيش از اين مزاحم برادران عزيز و دوستان ارجمند نشوم. اما آن چيزهايي كه به نظر من رسيد و فرصت كردم در ظرف پريروز و ديروز چند ساعتي كار كنم و در ميان يادداشتهاي قديميم آنها را گرد بياورم اينهاست كه عناوين آنها را ذكر ميكنم البته عناوين قابل بحث فقط اينها نيست. اما من براي اين كه اگر ديگران بخواهند كار كنند موضوعاتي در اختيارشان باشد بخشي از عناوين را عرض ميكنم.
يكي از مسائل، ادعاي امامت و دعوت به امامت است كه اين در زندگي ائمه (ع) هرجا هست نشانهي حركت مبارزي است و اين يك فصل مبسوطي است كه روايات آن در ابواب مختلف وجود دارد از جمله روايات: «الأئمة نور الله» [25] در كافي و روايت امام هشتم (ع) در معرفي امامت [26] و نيز روايات متعدد در زندگي امام صادق (ع) و مجادلات اصحاب ايشان با طرفهاي گوناگون و روايات مربوط به زندگي امام حسين