«يك سوي ديگر آن سمرقند است».
يعني منتهي اليه شرقي قلمرو حكومت هارون! «فاربد وجهه» رنگ هارون تيره شد. حضرت ادامه داد:
«و الحد الثالث افريقيه»
«مرز سوم آن، تونس است!»
يعني منتهي اليه غربي كشور. «فاسود وجهه و قال: هيه!» صورت هارون از خشم سياه شد و گفت: عجب؟!! و بالاخره حضرت فرمود:
«و الحد الرابع سيف البحر مما يلي الجزر و ارمينيه»
«مرز چهارم آن، كنارهي درياست، پست جزيرهها و ارمنستان … »
يعني منتهي اليه شمالي كشور. هارون از روي عصبانيت و استهزاء گفت: «فلم يبق لنا شيي، فتحول الي مجلسي» يعني در اين صورت پس چه چيزي براي ما باقي ماند! برخيز بر سر جاي من بنشين!
«قال موسي قد اعلمتك انني ان حددتها لن تردها»
«حضرت فرمود: به تو گفته بودم كه اگر مرزهاي فدك را بگويم آن را بر نخواهي گردانيد!»
در پايان حديث آمده است كه: «فعند ذلك عزم علي قتله» يعني، اين جا بود كه هارون تصميم گرفت امام را به قتل برساند.
در اين گفتگو بارزترين مطلب، داعيهي موسي بن جعفر (ع) است، همان چيزي كه هارون هم دريافت و كمر به قتل آن حضرت بست. و از اين قبيل اظهارات كه مدعاي ائمه (ع) را آشكار ميسازد در زندگي امام باقر (ع) و امام صادق (ع) و امام رضا (ع) ديده ميشود كه جمعبندي آن، استراتژي امامت را ترسيم ميكند.