برداشت اصحاب از خط مشي امامان
يكي ديگر از مباحث قابل بررسي و پيگيري در شرح حال ائمه (ع)، برداشت اصحاب ائمه (ع) از هدف و خط مشي و مدعاي آن بزرگواران است، بديهي است كه اصحاب ائمه از ما به آن بزرگواران نزديكتر و به هدف و داعيهي آنان آگاهتر بودهاند. آيا آنها در اين باره چه تلقي و برداشتي داشتند؟ آيا ما در روايات به اين نكته كه آنان منتظر قيام و «خروج» ائمه بودهاند، برخورد نميكنيم؟ داستان مردي از خراسان را همه ميدانيم كه نزد امام صادق (ع) آمد و خبر داد كه چند صد هزار مرد مسلح منتظر اشارهي آن حضرتند تا قيام كنند، و حضرت پس از آن كه دربارهي عدد مزبور اظهار ترديد و تعجب كردند و او پي در پي، عدد را كم كرد و حضرت در پايان تأكيد بر كيفيت افراد، تعدادي را ذكر كردند (12 يا 15 يا … نفر به اختلاف روايات) و فرمودند: اگر به اين تعداد ياراني داشتم قيام ميكردم.
افراد زيادي از اين قبيل به امام مراجعه و تقاضاي قيام (به تعبير روايات: خروج) ميكردند (البته مواردي هم مراجعه كنندگان، جاسوسان بنيعباس بودند كه از جوابهاي امام به آنان ميشود جاسوس بودن آنان را حدس زد) اين افراد چرا مراجعه ميكردند؟ آيا غير از اين است كه در فرهنگ شيعه در آن روز مسألهي خروج و قيام براي ايجاد دولت حق، يك امر حتمي و يك هدف مسلم ائمه (ع) به شمار ميرفت و تلقي اصحاب و شيعيان اين بود كه ائمه (ع) منتظر فرصت مناسب براي اقدام به آن ميباشند.
روايت جالبي در اين باب ديدم كه از آن ميشود فهميد كه اين تلقي در سطوح اصحاب بلند مرتبهاي چون زرارة بن اعين چگونه بوده است. روايت