دلائل كلي است مثلا از اين قبيل كه: ميدانيم امامت ادامهي نبوت است و نبي، اول امام است. جملهي: «ان رسول الله كان هو الامام … » در كلام امام صادق (ع) است. كه رسول الله براي ايجاد نظام عدل و حق الهي قيام كرد و آن نظام را با مبارزات پيگير خود به وجود آورد، و تا بود از آن حفاظت كرد. نميشود كه امام كه دنبالهي نبي است از چنين نظامي غافل بماند. اين يك استدلال كلي است كه البته با بحث زياد و توجه به نكات گوناگون ميشود آن را تعقيب كرد. بعضي از دلائل هم دلائل صادره از كلمات خود ائمه عليهمالسلام يا مستفاد از روش و منش زندگي آنهاست كه با توجه به اين نكته و با تفطن به اين جهت گيري، همهي آنها معنا پيدا ميكند. و حقيقت اين است، يك مقداري هم شرايط و اوضاع خاص زمانه ميتواند به درك موقعيت آن روز ائمه (ع) كمك كند. كما اين كه در آن زمان چنين چيزي بود براي ما. در داخل سلول تاريك زندان انسان ميتوانست علت و معنا و وجه: «السلام علي المعذب في قعر السجون و ظلم المطاميرذي الساق المرضوض بحلق القيود» [2] را درست بفهمد و به هر حال اين آن جهت گيري و خطي است كه ميخواهيم دربارهي آن يك قدري بحث كنيم و من برداشتهاي ذهني خودم را بر اين مجلس بزرگ و معظم عرضه بدارم.
اگر بخواهيم عنصر مبارزهي سياسي را مشخص بكنيم بطور خلاصه بايد بگويم: نه آن چيزي است كه در مبارزات كلامي مشاهده ميشود و نه آن چيزي كه در مبارزات مسلحانه. براي كساني كه تاريخ قرن دوم هجري را