- پیشگفتار 1
- بخش ا ول : کلیات 1
- بخش د وم : بعد تاریخی متعه 5
- بخش سو م : انظار فقیهان 6
- بخش چهارم : متعه در قرآن 8
- بخش پنجم : بحث روایی 10
- بخش ششم : متعه در محاسبات عقلی 11
- بخش هفتم : استنتاجات فقهی 12
- بخش هشتم : آثار تربیتی متعه 14
- بخش نهم : دعوت به انصاف وپیدا کردن راه اتحاد 15
- بخش دهم : چند فایده مهم 16
بر جواز متعه بودند معلوم می شود استمرار جواز وحلیت آن امری
حق وموافق با اراده خداوند بوده و هر گونه مخالفت بعد از آن مبارزه با حق ومخالفت با اراده ربوبی است ودر نتیجه محکوم به بطلان است. استدلال به حکم عقل در باره حکم عقل از دو راه می توان برهان اقامه کرد: الف - روشی است که سید مرتضی در کتاب انتصار وابن ادریس در سرائر اقامه نموده اند. متن کلام ایشان چنین است: " قد ثبت بالادله الصحیحه ان کل منفعه لا ضرر فیها فی عاجل ولا فی آجل مباحه بضروره العقل وهذه صفه نکاح المتعه فیجب اباحته باصل العقل ". (1) نگارنده مرقوم می دارد: این بیان به قاعده " قبح عقاب بلابیان " بازگشت می کند که نتیجه آن آزادی عمل می باشد. بنابر این هر گاه در ادله دیگر خدشه کنیم و دلیل معتبر بر حرمت نداشته باشیم به حکم قاعده " قبح عقاب بلابیان " آزادی عمل داریم. ولی این طریق به نظر نگارنده مخدوش است، زیرا چنان که در مقتضای اصل بیان شد استصحاب حرمت قبل العقد مفید حرمت است وبا وجود استصحاب، عقل حکم به آزادی عمل نخواهد داشت. ب - عبارت از ضرورت تشریع است که مفصل در باره آن بحث شد وثابت کردیم کامل ترین ادیان که دین مقدس اسلام است باید بن بست ها را بشکند و نیازها را در تمام زمینه ها تأمین سازد وبشر را در مسیر تربیت وهدایت با وضع قوانین مربوط به کمال مطلوب برساند. بدیهی است که رفع نیازهای جنسی قشر 1. کتاب انتصار، ص 109 وسرائر، ج 3، ص 618. ( 80 )
جوان با وجود صدها مشکلی که
ازدواج دائم داشته ودارد وهر روز این مشکلات رو به فزونی است، وضع ازدواج موقت وتشریع آن را می طلبد واهمال در این امر از مصادیق ظلم تلقی می شود. این روش استدلال از راه بیان عقلی است که با وجود آن قطع به حسن تشریع وقبح اهمال آن پیدا می کنیم وبا وجود دلیل قطعی عقلی راه برای استصحاب نیست، به خلاف روش اول که از راه اباحه عقلی وآزادی عملی بر اساس عدم بیان بر عقوبت است. در عبارت سید مرتضی کلام دیگری است که مقصود او را به آنچه گفتیم مسجل می کند وآن عبارت این است: " فان قیل من این لکم نفی المضره عن هذه النکاح فی الاجل والخلاف فی ذلک قلنا ان من ادعی ضررا فی الاجل فعلیه الدلیل ولا دلیل قاطع یدل علی ذلک ". این کلام، صریح است در آن که مرحوم سید از راه عدم الدلیل، اقامه برهان کرده نه از راه احساس ضرورت تشریع که روش دوم است وروح آن حسن لزوم تشریع وقبح اهمال وسکوت است. نگارنده می گوید: گرچه بزرگانی چون شیخ محمد حسین آل کاشف الغطاء و استاد متفکر شهید آقای مطهری ونویسندگان تفسیر نمونه به این وجه استدلال کرده اند واین جانب نیز آن را به صورت فنی در آوردم ولی به هر حال خالی از اشکال نیست، چون به سرحد درک قطعی ملاک حکم نمی رسد (1)، بله بر اساس معیارهای مخالفان ومنابع فقهی اهل رأی واستحسان به صورت یک دلیل جدلی 1. در روش دوم اساس استدلال درک قطعی عقل بر ظلم بودن اهمال وعدل بودن تشریع متعه است
که در واقع احراز صغرای قاعده حسن وقبح است بر خلاف روش اول که مقصود از آن ارشاد به کبرای عقلی (قاعده قبح عقاب بلا بیان) است وصغرای آن قاعده امری مفروض ومحسوس است. ( 81 )
قابل ارائه است. نقد دلایل مخالفان اهل سنت برای ممنوعیت متعه به اموری استدلال کرده اند: نخستین دلیل جمعی از ایشان، قرآن مجید است. آنان گفته اند آنچه از قرآن استفاده می شود انحصار رفع نیاز جنسی به نکاح وملک یمین (مالک کنیز) است و هر چه خارج از این دو باشد زنا قلمداد می گردد وبه نص قرآن حرام ودارای عقوبت است. در بخش " متعه در قرآن " به تفصیل به این گفتار پاسخ داده شد. چکیده آن این است که " متعه " از اقسام نکاح است وآنان نیز به عنوان ازدواج موقت از آن تعبیر کرده اند. در اینجا بیش از این مقدار ادامه بحث ضرورت ندارد. دلیل دوم: اهل سنت به روایاتی استناد کرده اند که مفاد آنها نسخ حلیت متعه توسط پیامبر (صلی الله علیه وآله) است. با تتبعی که این جانب در صحیح بخاری ومسلم وسنن ابی داود ونسائی وکتاب الدر المنثور انجام دادم آمار این روایات حدود 25 حدیث است. در کتاب صحیح بخاری دو حدیث است که هر دو را به أمیر المؤمنین (علیه السلام) نسبت می دهد ودر یکی آمده است: " ان النبی نهی عن المتعه وعن الحمر الاهلیه زمن الخیبر " ودر دیگری آمده " قال ابو عبد الله وبینه علی عن النبی انه منسوخ ". (1) در کتاب صحیح مسلم هفده حدیث است به شرح ذیل:
- از سلمه در جنگ اوطاس - از سبره در فتح مکه - از سبره بدون تاریخ 1. صحیح بخاری. ( 82 )
- از سبره در مکه - از سبره بدون تاریخ - از سبره در فتح مکه - از سبره بدون تاریخ - از علی بدون تاریخ - از علی در جنگ خیبر (1) - از سبره بدون ذکر زمان - از سبره در فتح مکه - از سبره در مکه - از سبره در مکه - از سبره در فتح مکه - از سبره بدون تاریخ - از علی روز خیبر - از علی در جنگ خیبر در کتاب صحیح ابو داود (2) دو حدیث به این شرح ذکر شده است: - از سبره در حجه الوداع - از سبره بدون ذکر خیبر در شرح کتاب صحیح مسلم از " نووی " در بحث کتاب نکاح آمده است: - نووی از علی در جنگ تبوک 1. صحیح مسلم، کتاب نکاح به شرح نووی. 2. سنن ابو داود، کتاب نکاح، ج 1، ص 324. ( 83 )
- نووی از حسن بصری در عمره القضا - در کتاب الدر المنثور از ابن عباس - الدر المنثور از سعید بن مسیب - الدر المنثور از ابن مسعود - الدر المنثور از عمر بنابر این از " سلمه " یک حدیث، از " سبره " سیزده حدیث واز أمیر المؤمنین (علیه السلام) شش حدیث واز هر یک از ابن عباس، سعید بن مسیب وابن مسعود وعمر یک حدیث وارد شده است. روایات منسوب به أمیر المؤمنین (علیه السلام) و ابن عباس وسعید وابن مسعود وسلمه، مخالف با
روایات بسیاری است که حلیت واستمرار آن را به آنان نسبت داده اند، خاصه أمیر المؤمنین (علیه السلام) که تواتر وضرورت بر طرفداری ایشان از جواز متعه است. واما روایات " سبره " تماما به فرزندش ربیع منتهی می شود واو را کسی توثیق نکرده ومضامین آنها نیز با هم معارض است. وبر فرض چشم پوشی از این دو اشکال، این روایات مخالف است با روایات متواتره امامیه وروایات کثیره دیگر که گویای عدم نسخ نبوی است و هم چنین روایات دیگری که منقول از حسن بصری است وآنچه احیانا از دیگران در دست می باشد. واما روایتی که از عمر نقل شده مخالف است با فرمان مشهور وقطعی الصدور وی که گفته دو متعه در زمان پیامبر حلال بود واجرا می شد من آنها را حرام می کنم ومرتکب آن را عقاب می نمایم. ( 84 )