- پیشگفتار 1
- بخش ا ول : کلیات 1
- بخش د وم : بعد تاریخی متعه 5
- بخش سو م : انظار فقیهان 6
- بخش چهارم : متعه در قرآن 8
- بخش پنجم : بحث روایی 10
- بخش ششم : متعه در محاسبات عقلی 11
- بخش هفتم : استنتاجات فقهی 12
- بخش هشتم : آثار تربیتی متعه 14
- بخش نهم : دعوت به انصاف وپیدا کردن راه اتحاد 15
- بخش دهم : چند فایده مهم 16
از اخبار مورد اتفاق قلمداد کرده است. بخاری ومسلم در کتاب صحیح خود وابن اثیر در جامع الاصول از " سلمه بن اکوع " و " جابر " نقل کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمان جواز متعه را صادر کرده است. علامه مجلسی بعد از نقل روایاتی از کتاب بخاری، مسلم، جامع الاصول، صحیح ترمذی، ابن اثیر در نهایه، فخر رازی در تفسیر کبیر ومحمد بن جریر طبری در تفسیر معروف خود، که تماما حاکی از جواز متعه وبقای حکم آن می باشد، می نویسد: سبب ممنوعیت بنابر آنچه " مفضل بن عمر " در یک نقل طولانی از امام صادق (علیه السلام) گزارش داده، امری است که خلفیه دوم در یک جریان احساسی اقدام به آن کرده است. (1) از آنچه گذشت مشخص شد که: " حلیت متعه " مورد تقریر وامضای شارع اسلام (پیامبر (صلی الله علیه وآله)) قرار گرفته و مسلمانان با رعایت قیود وشرایط اسلامی از آن استفاده می نمودند، جواز متعه در زمان پیامبر تا آخرین لحظات عمر شریف آن جناب ادامه داشته ودر مدت خلافت ابی بکر وبخشی از خلافت عمر نیز استمرار داشته است، عمر در بخش پایانی 1. بحار الانوار، ج 30، ص 595 - 602. نگارنده مرقوم می دارد که جریانی را که مفضل گزارش داده علامه مجلسی در جلد 53 بحارالانوار ص 26 درج کرده است. ( 47 )
خلافت خود بر اثر جریانی که برای او رخ داد آن را تحریم نمود. داستان از این قرار است: روزی خلیفه به منزل خواهرش می رود، می فهمد که خواهرش مشغول غسل است، از
او می پرسد با این که شوهر نداری وایام پایانی عادت زنانه تو هم نیست برای چه غسل می کنی، وی گفت: متعه شده ام واز این راه گرفتار جنابت گشته وغسل می کنم، خلیفه از این ماجرا خوشش نیامد به منبر رفته مردم را جمع می کند ومی گوید: " متعتان محللتان کانتا فی عهد رسول الله وانا احرمهما واعاقب علیهما متعه النساء ومتعه الحج " (1) از آن زمان جمهور تابعین خلیفه، از ترس مجازات وی آن را بر خود حرام می کنند، ولی جمع کثیری از صحابه و تابعین زیر بار بدعت خلیفه نرفته و هم چنان بر جواز ومشروعیت متعه باقی می مانند. (2) علامه حلی علامه حلی (حسن بن یوسف بن مطهر) می نویسد: عمر اولین کسی است که نکاح متعه را تحریم نمود ومذاهب اربعه آن را از او پذیرفتند. (3) واز محمد بن حبیب بختری نقل کرده که شش تن از صحابه وشش تن از تابعین فتوا به اباحه متعه نساء داده اند. 1. کتاب النقض عبد الجلیل رازی ص 601 در حدیثی که علامه مجلسی در بحار آورده " خلیفه فرزندی در دامان خواهر خود دید ". 2. مرحوم طبرسی در تفسیر مجمع البیان در تفسیر آیه 24 سوره نساء، وفخر رازی وزمخشری در تفسیر آیه مذکور بر این امر تصریح کرده اند. 3. نهج الحق، ص 281. ( 48 )
آیه الله خوئی مرحوم آیت الله خوئی در کتاب نفیس " البیان " می نویسد: حلیت متعه مورد اتفاق امامیه وجمعی از صحابه وتابعین است، اسامی آنان به نقل از ابن حزم، ابن مسعود، معاویه، ابو سعید
خدری، ابن عباس، سلمه، معبد، جابر بن عبد الله، عمرو بن حریث، طاووس یمانی، سعید بن جبیر، عطای مکی وتمام فقیهان مکه است. احمد بن حنبل هنگام ضرورت قائل به جواز آن وبه نقل برخی مالک آن را بدون قید وشرط جایز دانسته است وابن جریح که خود از فقیهان عامه است هفتاد زن را متعه وبه عقد انقطاعی خود در آورده است. (1) چکیده بحث از مجموع مطالب نتیجه گرفته می شود که: از مؤسسان مذاهب اربعه ابو حنیفه وشافعی قائل به نسخ متعه بوده اند ومالک واحمد بن حنبل - بنابر بعضی اقوال - قائل به بقای حکم متعه اند (2). بنابر این، اسناد تحریم به آنان قطعی نیست. همچنین محقق شد که امامیه متفق القول در بقای مشروعیت متعه می باشند (3). ونیز طبق بررسی روایی، مشخص شد که صاحب وسائل الشیعه (محمد بن حسن حر عاملی) بیش از دویست حدیث وحاجی نوری در مستدرک الوسائل حدود نود حدیث در باره مشروعیت وسایر خصوصیات متعه در کتاب های خود درج 1. البیان ص 333. 2. تفتازانی، شرح مقاصد، ج 5، ص 283. 3. مرحوم فیض در کتاب وافی بابی را به عنوان مکروه بودن نکاح موقت بدون نیاز به آن منعقد کرده است ولی صاحب جواهر در غیر باکره قائل به اباحه بلکه استحباب بدون قید وشرط آن است ومدعای خود را با اسلوب علمی ثابت کرده است. " ر. ک: جواهر الکلام، ج 30، ص 151 ". ( 49 )
کرده اند. گفتار امام (خیر ختام) مرحوم امام خمینی (قدس سره) در کتاب " کشف اسرار " نوشته اند: متعه زنان به
اجماع مسلمانان در زمان پیامبر (صلی الله علیه وآله) گسترش یافت وتا رحلت ایشان ناسخی برای آن نیامد. به حکم اخبار متواتره از اهل بیت (علیهم السلام) واخبار صحاح خود سنیان از " جابر بن عبد الله " در صحیح مسلم به چند طریق نقل می کند که ما در عهد رسول خدا و ابو بکر وعمر متعه می کردیم تا آن که عمر نهی از آن کرد واین کلام به طور مسلم و استفاضه از عمر نقل شده که رفت منبر وگفت: " متعتان کانتا علی عهد رسول الله (صلی الله علیه وآله) وانا انهی عنهما واعاقب علیهما متعه الحج ومتعه النساء " (1). 1. کشف اسرار، ص 117. این کتاب را مرحوم امام در رد کتاب " اسرار هزار ساله " از تالیفات حکمی زاده قمی که بر رد شیعه می باشد، نوشته است استاد عالیقدر حضرت آیه الله آقای وحید خراسانی فرمود بعد از انتشار کشف اسرار، مرحوم امام به مشهد آمد مرحوم میرزا مهدی اصفهانی به عنوان قدردانی از این حرکت دفاعی امام، دست ایشان را بوسید.
بخش چهارم : متعه در قرآن
-53
متعه در قرآن این جمله آیه 24 سوره نساء " فما استمتعتم به منهن فاتوهن اجورهن " مربوط به جواز متعه نساء است. " زنانی را که متعه می نمایید مهرشان را به عنوان یک امر واجب باید بپردازید ". استدلال به این جمله قرآن به وجوه ذیل است: 1 - اتفاق امامیه: (اتفاقی که شامل قول معصوم می باشد، چون مسأله از زمان أمیر المؤمنین مورد بحث بوده) بر نزول آن در خصوص متعه نساء. 2 - ادعای جمع