عفت کلام در قرآن صفحه 54

صفحه 54

افراد انسانی است، ولی نمایانگر این است که آنان ارزش انسانی خود را تا حد حیوان، بلکه پایین تر از آن تنزل داده اند. حیوان در حد ارضای غرایز خود قانع است، ولی انسان های مورد خطاب این گونه آیات، حد و مرزی برای خود نمی شناسند؛ حال آن که این آیه و آیات پیشین آن، نوعی گفت وگوی پروردگار با مشرکان است. پروردگار به آن ها می فرماید: آیا پیوسته آیات من بر شما خوانده نشد و شما پیوسته آن را تکذیب نکردید. آنان در پاسخ پروردگارشان، در صدد توجیه رفتارهای خویش بر می آیند که بدبختی ما بر ما چیره شد و ما قوم گمراهی بودیم؛ ولی در پاسخ به این اعتراف و توجیه، به آنان «اخسؤوا فیها و لا تکلمون» خطاب می شود.

نخست، این گونه فهمیده می شود که نسبت آن که سزاوار خوار شدن است، هر نوع واژگانی را که دلالت بر خواری و پستی او کند، می توان به کار برد؛ حال آن که کاربرد قرآنی این واژه نشان می دهد که معنای مشهور آن مراد نیست،(1) بلکه موارد به کار رفته آن در قرآن، به معنی دور و رد کردن همراه با نوعی خوار شمردن است. در چهار جای قرآن این ماده (خسأ) به کار رفته است. در یک مورد همین خطاب مورد بحث ماست؛ دو مورد دیگر به صورت (خاسئین)(2) و یک مورد به صورت (خاسئا)(3) آمده است که در هیچ یک از سه مورد اخیر، این ماده در مورد کمک به کار نرفته است.

نویسنده کتاب قاموس قرآن با برشمردن برخی کتاب های لغت که کاربرد نخستین این واژه را درباره راندن سگ گرفته اند، به مترجمان


1- اگر برداشت نخستین را که راندن و دور کردن سگ است بپذیریم، درباره معنای آن چنین می توان گفت که قرآن با این تعبیر به باطن این افراد اشاره می کند. آنان در باطن، مانند سگ هستند.
2- بقره، 65 ؛ اعراف، 166.
3- ملک، 4.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه