- اشاره 5
- عبور از صراط 6
- غم و شادی 7
- نشانه هایی از اصالت شادی 8
- اصالت شادی 8
- جنود عقل 9
- نیاز به انس و نشاط 12
- انبساط نفس 12
- لبخند به دنیا 13
- شیخ محمد بهاری 14
- همراهی نفس 15
- سلامت و موفقیت در گرو نشاط 16
- اوج شادی 17
- الاغ پیامبر 18
- شلوغ کاری نفس 18
- توصیه به غم زدایی 20
- آرزوی شادمانی برای دیگران 21
- درخواست شادی 23
- اشاره 24
- دعای فرشتگان 25
- برترین حالات نفس 26
- اندوه زدایی در بهشت 27
- چهره های شاداب بهشتیان 28
- چهره های شاد و چهره های اندوهگین 29
- مناظره دو پیامبر 30
- بیم و امید 31
- از ویژگی های اهل ایمان 32
- شاد بودن به فضل و رحمت خداوند 33
- منبع فرح و شادی 34
- در پرتو ولایت 35
- بهشت و بهشت آفرین 36
- بی اعتنایی به بهشت 37
- محضر بهشتی اهل بیت علیهم السلام 38
- قدر نعمت های الهی 39
- غم و شادی اهل دنیا 40
- غم و شادی اهل آخرت 41
- پیک خدا 42
- نهی از شادمانی در قرآن 44
- اشاره 47
- عطای بزرگ تر 48
- اندوه سازنده 50
- 1) اندوه برای آخرت 50
- 3) حزن در مصائب اهل بیت علیهم السلام 54
- همدلی با اهل بیت علیهم السلام 54
- باطن مصائب 55
- رضا در مصیبت 57
- لذت زیر تیغ 58
- جامه ماتم برای چه؟ 59
- شوق شهادت 60
- در مصائب طبیعی 61
- در پس اندوه 63
- اشاره 64
- اندوه ویرانگر 65
- عوامل اندوه ویرانگر 66
- 1) رغبت به دنیا 66
- 2) گناه 67
- راهکارهای اندوه زدایی 68
- 3) کوتاهی در عمل 68
- ذکر استغفار 70
- ذکر «لا حوله و لا قوه الا بالله العلی العظیم» 70
- ذکر یونسیه 71
- ذکر «ماشاءالله» 71
- دعاهایی برای اندوه زدایی 72
- 3) حدیث کسا 73
- 4) ایمان به قضا و قدر خداوند 74
- برای دستیابی به آسایش و خرسندی 76
- 6) نظافت و آراستگی 79
- 7) یاد مرگ 80
- موج رحمت 81
- 8) غم¬زدایی از دیگران 81
- 9) جای گرفتن در زمره اولیای خداوند 82
- سرور ملاقات 83
- راحتی مطلق 84
- 10) زیارت 85
- سرمست دیدار 85
- اشاره 88
- نجات فرشتگان 89
- در پرتو نشاط و شادی 90
- نشاط در جامعه 91
- نشاط در خانواده 92
- شیوه های نشاط بخشیدن به خانواده 92
- 1) تعاون و هماهنگی 92
- 2) اظهار محبت 93
- 3) تشکر و قدردانی 94
- 4) هدیه و سوغات 95
- شاد کردن زنان در خانواده 96
- شادکردن کودکان 97
- پیامبر و بازی با کودکان 99
- امیرالمؤمنین علیه السلام و کودکان یتیم 100
- خانه شادی ها 101
- برای دستیابی به سروری جاویدان 101
- عوامل نشاط 102
- لشکر خداوند 104
- حزب خداوند 105
- اولیای خداوند 106
- اتصال به خدا 107
- بار مسئولیت 108
- غنچه دل 108
- 2) دعا 109
- از گنج های عرش خداوند 110
- 3) ولایت اهل بیت علیهم السلام 112
- فقر محض 113
- پیوند با هستی مطلق 115
- اظهار عجز 116
- معراج مردان خدا 118
- دیده خود بین 119
- 4) اتصال به اولیاء 120
- اشاره 123
- مجلس حسرت بار 124
- راز موفقیت 125
- اشتیاق ملاقات 126
- آغوش باز 127
- نشانه زهد 128
- حقیقت زهد 130
- فلسفه دیون الهی 130
- بزرگی، زیبنده خداوند 131
- ماندگارترین رفیق 132
- اساس دلنگرانی ها 134
- وصف دنیا 134
- خدمت دنیا 135
- شادکردن مؤمن 138
- 7) ایستادگی در راه خدا 139
- محبوب ترین اعمال 139
- نزول فرشتگان 141
- 8) حکایات نشاط بخش 142
- 9) عوامل روح¬افزا 143
- 10) تفریح 144
- اشاره 145
- تفریحات سالم 146
- آفات تفریح 148
- بهره مندی از کامیابی های مشروع 148
- 1) گناه و معصیت 149
- 3) اسراف و تبذیر 150
- 2) زیاده روی در تفریح 150
- تفریح خانوادگی 151
- ابعاد و گونه های تفریح 151
- گردش و مسافرت 153
- شوخی با همسر 155
- بازی با کودکان 156
- دیدار دوستان 158
- گشاده رویی در زیارت 159
- حیات دل ها 160
- مسافرت 162
- شنا 162
- آداب سفر 163
- نماز شب 164
- تفریحات معنوی 164
- تفرجگاه دوستان خدا 165
- تفرجگاه پارسایان 166
- تفرجگاه دانش پژوهان 167
- اشاره 168
- وسیله قرب به پیامبر 169
- مزاح و شوخ طبعی 170
- ویژگی اهل ایمان 171
- شوخ طبعی پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 172
- خلق عظیم پیامبر 173
- شوخی با اصحاب 174
- شوخی ها و شیرین سخنی های پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 175
- شوخی ها و حاضرجوابی های امیرالمؤمنین علیه السلام 183
- شوخی و مزاح در سفر 185
- مرزهای شوخی 186
- شوخی های ناپسند 187
- آفات شوخی 188
- 1) دروغ در شوخی 188
- 2) دل آزاری 190
- 3) زیاده روی در شوخی 190
- 4) شوخی های بی جا 191
- چهره خندان پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم 192
- پدیده خنده 192
- همسر خنده رو 195
- 1) قهقهه 196
- 2) زیاده روی در خنده 197
انسان را به خودش می شناساند. فقر و مسکنت و بی چارگی اش را برایش بیان می کند و بعد چاره را پیوند با خداوند معرفی می کند.
به عارفی گفتند: به چه مقام و مرتبه ای رسیده ای؟ پرسید: بالاترین مقام چیست؟ گفتند: مثلاً سلطنت و پادشاهی. پرسید: بالاتر از آن چیست؟ گفتند: هیچ. گفت: من در همان مقام هستم. من از الآن هیچ ام.
هر پست و مقامی را در دنیا در نظر بگیرید، هیچ است. از الآن بروید در همان منصب. همه کسانی که در دنیا منصبی دارند، آخر کار هیچ اند.
نردبان این جهان ما و منی است
لاجرم آن کس که بالاتر نشست
عاقبت این نردبان افتادنی است
استخوانش سخت تر خواهد شکست
اظهار عجز
انسان به همان میزان که هیچ بودن خودش را درک کند، آن همه چیز دار پیدا می شود. اصلاً راه رسیدن به قدرت واقعی، اظهار عجز است. راه رسیدن به علم حقیقی، اظهار جهل است. یعنی قشنگ باید بفهمیم که نمی فهمیم.
این درد بزرگی است که کسی نفهمد و خیال کند که می فهمد و خودش را فهمیده می انگارد. اگر مقداری درس خوانده ایم و مدرک گرفته ایم، خودمان را دانای عالم می دانیم. این یک بت بزرگی است.
این ها نفهم تر از عوام اند. چون عوام خودشان را دانا حساب نمی کنند، ولی این افراد خود را دانا می دانند. امان از وقتی که نفهمیم که نمی فهمیم. فکر نمی کنم گردنه ای خطرناک تر از این باشد. راه رسیدن به همه کمالات این است که انسان خود را بی چیز و هیچ بداند.