نشاط و شادی صفحه 118

صفحه 118

اگر تاریخ سلاطین را بخوانید، می بینید که سلاطین به خاطر حفظ سلطنت خود هر جنایتی مرتکب می شدند. اگر بچه های سلطان هوس تاج و تخت پدرشان را می کردند، لحظه ای به آنان مهلت داده نمی شد. چه بسیار سلاطینی که بچه های خود را کشتند و چشم های آنان را از حدقه بیرون کشیدند، مبادا هوس تاج و تخت کنند. سلطنت شخص نمی شناسد، همین سلطانی که کسی را نمی شناسد، اسیر محبت یک غلام بود.

گفت: من هیچ چیز ندارم، عنایت و لطف شما مرا به اینجا رسانده است. می خواهم فراموش نکنم که من یک چوپان هیچ چیز ندار بوده ام. مولانا چه زیبا می گوید:

از منی بودی منی را واگذارای ایاز آن پوستین را یاد آر

معراج مردان خدا

ما از منی درست شده ایم. باید منیت را کنار گذاشت. در عالم ذر چیزی نداشتیم، در شکم مادر چیزی نداشتیم، بعد هم چیزی نخواهیم داشت. اگر در این میان دست ما را باز گزارده اند و چیزی به ما داده اند، موقتی و اعتباری است. همه خواب و خیال است. اسم و رسم و عنوان و منصب و پست و مقام و مال و منال و زن و فرزندی که به ما داده اند، همه رفتنی است. نباید به آن دلخوش بود.

به هر حال یکی از بهترین عوامل نشاط و شادی ارتباط با خدا و اهل بیت علیهم السلام است که انسان را در دایره اولیای الهی وارد می سازد و او را از حزن و اندوه و خوف و دلنگرانی مصون می دارد.

اگر با خدا و اولیای الهی پیوند زدیم، منسوب به آنان می شویم. ما همان صفریم که توخالی هستیم. باید دم الهی ما را پر کند. باید از آنان هستی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه