نشاط و شادی صفحه 41

صفحه 41

پیدا می کند، نگران است که به آن آفت نخورد و آن را از دست ندهد.

یکی از اساتید می گفت: در نجف اشرف در کنار حرم امیرالمؤمنین علیه السلام درس می خواندیم و خوش بودیم. در کنار قبر آن حضرت شادی و سرور خوابیده است. حرم حضرت امیر علیه السلام همه سرور و بهجت است.

یک روز یک تاجر ایرانی به دیدن ما آمد. ما هم غذای بسیار ساده ای داشتیم. به من گفت: حاج آقا، من به حال شما غبطه می خورم. شما در اینجا یک زندگی دارید و با غذای بسیار ساده گذران می کنید، ولی خوش و خرم هستید و من با این که پول و ثروت فراوان دارم و همه امکانات رفاهی در اختیار من است، بدبختم. یک نمونه آن این است که من در تهران تجارت مفصلی دارم.

یک روز شخصی به من زنگ زد که صد تن پنبه دارم، شما نمی خواهید؟ گفتم: صد تن خیلی زیاد است. ده تن آن را می خواهم. با یک تلفن ده تن پنبه خریدم. بعد از چند روز قیمت پنبه دو برابر شد. از این اتفاق شب خوابم نبرد و تا صبح قدم می زدم. می گفتم: چرا نود تن بقیه را نخریدم؟!

نمی گوید در ده تن چقدر سود کرده است. اصلاً اعتنا و توجهی به آن ندارد. دنبال بقیه آن است. می گوید: چرا بیشتر از این پول گیرم نیامده است.

غم اهل دنیا غم است، شادی¬شان هم غم است. اگر سود کرده است، باز به سرش می زند که چرا بیشتر سود نکرده است. ظاهرشان فریبنده است. در باطنِ کارشان که فرو روی، می دانی چه غم های سنگینی سرِ دلشان هست.

غم و شادی اهل آخرت

اما اهل آخرت برای امام حسین علیه السلام گریه می کنند. و بعد از گریه احساس سرور و فرح می کنند. این ها اختیاری نیست. گریه برای امام حسین علیه السلام

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه