نشاط و شادی صفحه 99

صفحه 99

بزرگ شدند، افتخار می کردند که در آغوش پیامبر رفته اند.(1)

و فراتر از این، برای خوشحال کردن کودکان با آنان بازی می کرد.

پیامبر و بازی با کودکان

در کتب روایی آمده است که امام حسن و امام حسین علیهما السلام نزد پیامبر آمدند و گفتند: مردم مکه شتر دارند، ما هم شتر می خواهیم. پیامبر فرمودند: من شتر شما. یکی را روی شانۀ راست نشاندند و دیگری را روی شانۀ چپ. گفتند: شترهای عرب دهنه و افسار دارند، ما افسار نداریم. حضرت موهای مبارکشان را دو قسمت کردند، یک قسمت را به امام حسن علیه السلام و یک قسمت را به امام حسین علیه السلام دادند و گفتند: این هم افسار. گفتند: شترهای عرب صدا هم دارند. پیامبر مثل شتر شروع به صدا کردن نمودند. و فرمودند: «نِعْمَ الجَمَلُ جَمَلُکُما؛ شتر شما خوب شتری است!»(2)

پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم با بچه های کوچه هم بازی می کردند. روزی برای نماز به مسجد می رفتند. در راه گروهی از کودکان انصار بازی می کردند. وقتی آن حضرت را دیدند، گرد آن حضرت را گرفتند و خود را به لباس ایشان آویختند. تا همان گونه که آن حضرت همواره حسن و حسین علیهما السلام را به دوش خود می گرفتند، آن ها را نیز به دوش بگیرند. هر یک می گفت: «کُنْ جَمَلی؛ شتر من باش!» پیامبر خدا هم با مقداری گردو دل آنان را به دست آوردند و راه خود را به سوی نماز ادامه دادند.(3)


1- 1. المحجه البیضاء، ج 3، ص 366، حکمت نامۀ کودک، ص 210.
2- 2. بحارالانوار، ج 43، ص 283 و ج 37، ص 87،ح 54.
3- 3. حکایت های شنیدنی، ج 1، ص 24، به نقل از نفائس الاخبار، ص 286.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه