علم و معرفت امام صفحه 184

صفحه 184

1- المستدرک علی الصحیحین، ج3، ص 571 ح6121.

رسیدیم به احجار زیت، قومی را دیدم در حالی که جمع شده بودند در اطراف یک سوارکاری که سوار مرکب خود بود، در حالی که به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اهانت می کرد و مردم در اطرافش ایستاده بودند؛ در این هنگام سعد بن أبی وقاص رسید در کنار آن ها ایستاد و گفت: این کیست؟ گفتند: مردی است که به حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام اهانت و ناسزا می گوید. پس سعد جلو آمد و مردم را کنار زد تا اینکه در برابر او ایستاد، سپس گفت: ای مرد! به چه علت به حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام توهین می کنی؟ آیا او اولین کسی نیست که اسلام آورده؟ آیا او اول کسی نیست که با پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم نماز خواند؟ آیا او زاهدتر ین مردم نیست؟ آیا او داناترین مردم نیست؟ و باز ادامه داد تا آنجا که گفت: آیا او کسی نیست که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم او را به عنوان داماد برای دختر خود انتخاب کرد؟ آیا او صاحب پرچم پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم در تمامی غزوات نبود؟ سپس سعد رو به قبله کرد و دستش را بلند کرد و گفت: خدایا! این مرد به یکی از اولیاء تو اهانت می کند پس متفرق نکن این جمع را تا اینکه قدرت تو را ببینند! سپس قیس گفت: ما متفرق شدیم تا اینکه اسبش او را سرنگون کرد سپس او را با دماغش بر سنگ های زیت پرتاب کرد که دماغش شکافته شد و مُرد.

2- کسی که نصف صورتش به خاطر اهانت به حضرت امیرالمؤمنین، علی علیه السلام ، سیاه شد:

قال ابن قیم الجوزیه: و فی کتاب المنامات لابن أبی الدنیا عن شیخ من قریش قال: رأیت رجلاً بالشام قد أسود نصف وجهه و هو یغطیه، فسألته عن ذلک فقال: قد جعلت لله علی أن لا یسألنی أحد عن ذلک إلا أخبرته به، کنت شدید الوقیعه فی علی بن أبی طالب علیه السلام رضی الله عنه، فبینا أنا ذات لیله نائم إذأتانی إذ أتانی آت فی منامی فقال لی: أنت صاحب الوقیعه فیّ؟

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه