320 داستان از معجزات و کرامات امیر المومنین علی علیه السلام صفحه 12

صفحه 12

گفت : ای عرب ! دنبال من بیا تا جانشین پیامبر را به تو نشان دهم .

عرب به دنبال او به راه افتاد تا این که به علی ( ع ) رسیدند .

عرب گفت : تو وصی پیامبر ( ص ) هستی ؟

حضرت فرمود : بلی ، چه می خواهی ؟

عرب گفت : رسول خدا ( ص ) هشتاد شتر سرخ موی و سیه چشم برای من تعهد کرده بود ، اکنون از تو می خواهم .

حضرت فرمود : آیا تو و خانواده ات مسلمان شده اید ؟

در این هنگام عرب دست علی ( ع ) را بوسید و گفت : تو وصی به حق پیغمبر خدا ( ص ) هستی . چون بین من و پیامبر شرط همین بود ، ما همه مسلمان شده ایم .

علی ( ع ) فرمود : ( ای حسن ، تو و سلمان ، با این عرب به فلان صحرا بروید و بگویید :

( یا صالح ، یا صالح ! ) وقتی که جوابتان را داد ، بگو : امیرالمؤ منین به تو سلام می رساند و می گوید : هشتاد شتری که رسول خدا ( ص ) برای این عرب تعهد کرده بود بیاور )

سلمان می گوید : به جایی که علی ( ع ) فرموده بود ، رفتیم ، اما حسن ( ع ) همان گونه که علی ( ع ) فرموده بود ، ندا سر داد . پس جواب دادند : لبیک یابن رسول الله .

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه