شفا و حاجات در پرتو کرامات: کراماتی از سیدالشهداء و باب الحوائج ابوالفضل علیه السلام و ... صفحه 44

صفحه 44

صورت بگیرد!!!

ارباب با خشونت نفر چهارم را امر کرد که وارد دیگ شود تا آن مرد چهارمی وارد دیک شد، نا گهان دیگ بزرگ چودنی زیر پای او شکست. «سید شاه خداداد» واقف و متولی حسینیه آگاه شد و گریه کنان به خانه «ارباب علی خان بیک» رفت و سخت نا آرامی می کرد و فریاد می زد. ارباب با غرور تمام گفت: ای سید! داد و فریاد نکن من تاوان دیگ تو را می دهم. سید شاه خداداد گفت: ای خان! این دیگ از من نیست که تاوان بگیرم دیگ از امام حسین(علیه السّلام) است و من دیگ را برده به صاحبش تحویل می دهم دیگر کار ندارم توپول خود را به من نشان نده. سپس سید شاه خداداد آن دیگ چودنی شکسته را از منزل ارباب گرفت و به حسینیه برد و با گریه و ناله می گفت: یاحسین! دیگ تو را ارباب علی خان بیک از بین برده. تو خود این مشکل را حل کن آنگاه از حسینیه بیرون شد و با گریه و ناله، به منطقه ییلاقی شان رفت.

همان شب «سید حاج حسین» می بیند که داخل حسینیه روشن شده است. و از روزنه ی حسینیه نگاه می کند. گویا می بیند که داخل حسینیه کوره ی آهنگری روشن است و دیگ در داخل آتش قرار دارد،« سید حاج حسین»وحشت کرد وبه داخل حسینیه نرفت و به خانه اش بر گشت.

فردای آن شب بعد ازنماز صبح، سید حاج حسین آمد و درِ حسینیه را باز کرد از نزدیک، نگاه کرد دید که دیگ جوش داده شده است و حلقه ای در اطراف آن دیگ قرار گرفته وآن دیگ شکسته، دوباره سالم و درست گردیده است.«سید حاج حسین» فورا به ییلاق رفته به «آقای سید شاه خداداد» بشارت می دهد و می گوید: بیا که دیگ را امام حسین(علیه السّلام) درست کرده است.

سید شاه خداداد با گریه ی شوق یک گاو را گرفته به حسینیه ی نمدک می

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه