تحلیلی از زندگی امام حسین علیه السلام صفحه 109

صفحه 109

مجلس تعزیه خودمان که مؤسس آن مرحوم حاج ملا علی سیف رَحِمَهُ الله بود،رفتم موقع تعزیه، سینه زنی، نوحه و مرثیه حضرت قاسم بن الحسن عَلَیهِ السّلام قرائت شد، پس از فراغت از تعزیه و ادای نماز صبح، با عجله به منزل می رفتم و در قلب خود شفای هفت مریض را به وسیله عزیز زهرا عَلَیهِا السّلام از خدا میخواستم.

وقتی به منزل رسیدم دیدم بچه ها اطراف منقل آتشی نشسته و مختصر نانی که از روز قبل و شب باقیمانده است، روی آتش گرم میکنند و با اشتهای کامل مشغول خوردن آن هستند.

از دیدن این منظره عصبانی شدم؛ زیرا خوردن نان آن هم نانی که از روز گذشته باقیمانده برای مبتلا به مرض حصبه مضر است.

دختر بزرگم که حالت عصبانیت مرا دید گفت: ماها خوب شده ایم، از خواب برخاستیم و گرسنه ایم نان و چای میخوریم. گفتم: خوردن نان برای مرض حصبه خوب نیست، گفت: پدر! بنشین تا من خواب خودم را تعریف کنم. گفتم: خوابت را بگو . گفت:

در خواب دیدم اطاق، روشنی زیادی دارد و مردی آمد و در اطاق ما و فرش سیاهی در این قسمت از اطاق پهن کرد و پهلوی درب اتاق با ادب ایستاد، آن وقت پنج نفر بانهایت جلالت و بزرگواری وارد شدند که یک نفر آنها زن مجله ای بود، به طاقچه های اطاق و به کتبیه ها که به دیوار نصب بود و اسم چهارده معصوم عَلَیهِم السّلام روی آن آنها نوشته بود آنان خوب با دقت نگاه کردند سپس اطراف آن فرش سیاه نشسته و قرآن های کوچکی از بغل بیرون آورده و قدری خواندند پس از آن یک نفر از آنها شروع کرد به روضه حضرت قاسم عَلَیهِ السّلام که به عربی روضه میخواند من نیز از اسم حضرت قاسم که مکرر می گفتند فهمیدم روضه حضرت قاسم می خوانند همگی

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه