تحلیلی از زندگی امام حسین علیه السلام صفحه 64

صفحه 64

واهی غوطه می خوردند اما دیری نپائید که گمان باطل آنان به خاموشی گرائید و به جهنم سرازیر شدند. بی گمان جبهه باطل نابود شدنی است.

منظره ای از نمایشگاه حسین عَلَیهِ السّلام

اول شب 11 محرم سال 61 هجرت است. ماه آسمان ناتمام می تابد دشت وسیع کربلا را سکوت محض گرفته - قشون دشمن که در طول دوازده ساعت (عاشورا مطابق با شهریور بوده) به جنگ نبرد مشغول بودند خسته و فرسوده زخمی و مجروح در محل خود آسودند و چون خود را فاتح میدانستند مسرور و منتظر بودند که رکاب آنها را طلا و نقره بگیرند - یک طرف کشته گان پسر پیغمبر و در راه حقیقت مست صهبای عشق و محبت نعش جوانان بنی هاشم کنار هم صف کشیده ولی بر روی زمین در یک طرف میان خندقی خیام سوخته و نیم سوخته بود.

منظره ای وحشت آمیز بود زیرا هشتاد و چهار زن و بچه با یک مرد در حال ضعف، دل سوخته، داغدیده، برادر کشته و پدر کشته خون دلشان از دیده گانشان فرو می ریزد و سرپرست این همه زن و دختر یک زن و داغدیده ای است که خود شاهد آن منظره وحشتناک بوده است. آرامش تمام حکم فرماست - هیچ صدایی جز نوازش بادهای حقیقت شنیده نمی شود .

افق کربلا روشن و باز است برای تجلی این منظره بسیار مناسب و عامل موثری بوده نور ماه بر این شمشیرها و نیزه های شکسته تابیده، برق آن جلوه گر است - دلباخته گان راه خدا رهسپار آرامگاه ابدی خود هستند ولی سر آنها از بدن جدا شده و یک منظره دهشت انگیزی ایجاد کرده است . در میان این کشته گان کودکی به نام «حسن مثنی» مجروح و زخمی شده (که دشمن خیال کرده کشته شده است) از او غفلت کرده اند اینک نفس سرد بر کشیده و سر برداشته این منظره هولناک و مهیب را می بیند درهای آسمان ها باز است - ارواح مقدس انبیاء و اولیاء که

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه