تحلیلی از زندگی امام حسین علیه السلام صفحه 92

صفحه 92

از خجالت بیشتر نتوانستم بمانم، کم کم به کناری رفته و دور شدم، ولی روی زمین از او و پدرش نزد من کسی محبوب تر و دوست داشتنی تر نبود.(1)

ب) عفو و بخشش غلام

روزی حسین بن علی عَلَیهِ السّلام با قومی از صحابه و بزرگان عرب، بر سر خوان نشسته بودند و لباس رومی گران مایه نو پوشیده بودند و دستاری به غایت نیکو بر سر بسته بودند. غلامی خواست که کاسه ای غذا در پیش او بنهد. از قضا، کاسه از دست غلام رها شد و بر سر و دوش حسین بن علی السلام آمد و دستار و لباس، از خوردنی آلوده شد و خشمی در حسین پدیدار آمد و از خجالت، رخسار او بر افروخت و در غلام نگریست. غلام،

چون چنان دید بترسید که او را ادب فرماید. گفت: وَالْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ

حسین عَلَیهِ السّلام روی تازه کرد و گفت: «ای غلام، تو را آزاد کردم تا به

یکبارگی از خشم من ایمن گردی» همه حاضران را از آن حلم و بزرگواری حسین عَلَیهِ السّلام در چنان حال، عجب آمد و پسندیده داشتند.(2)

7. بخشش و سخاوت

اشاره

آن حضرت، منبع جود و سخا و بخشش بوده و به اطرافیان خویش کمکهای شایان توجهی نموده. به ایتام فقرا، بینوایان و بیچارگان نیز از روی جود و سخا یاری رسانیده است، با هم سه نمونه از آن را می خوانیم:

الف) مردی از انصار و بخشش امام

مردی از انصار محضر امام حسین عَلَیهِ السّلام رسید، خواست نیاز خود را مطرح کند، امام فرمود:


1- سفینه البحار:116/2، معالی السبطین: 60 علامه مستنبط، سید احمد، القطره، ج 1، ص 463 -465
2- راههای رسیدن به موفقیت و خوشبختی، ج 1، ص 75.
کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه