- مقدّمه ناشر 1
- بخش اول: معرفت نبی 3
- اشاره 3
- مقدّمه 4
- 1) معرفت خدا 4
- 2) هدف خلقت 7
- 3) انسان با نبود پیامبر 9
- 4) ارتباط خداشناسی و نبیشناسی 11
- معنای نبی و رسول 13
- نبوّت و رسالت 13
- نبی و رسول در قرآن و حدیث 14
- فرق رسول و نبی 16
- اشاره 18
- کلام خدا و اقسام آن 18
- 1) وحی 19
- 2) از پس حجاب 20
- 3) با ارسال رسولان 22
- الف: الهام در خواب 25
- اقسام وحی 25
- اشاره 25
- 1) وحی تشریعی 25
- د: خلق صدا 27
- ب: الهام در بیداری 27
- ج: ارسال رسل 27
- 2) وحی تکوینی 28
- اقسام وحی از منظر دیگر 29
- 3) القای شیطانی 29
- اشاره 29
- ه: وحی امر 30
- الف: وحی رسالت و نبوّت 30
- ج: وحی ارشاد 30
- ب: وحی الهام 30
- د: وحی تقدیر 30
- و: وحی دروغ 30
- ز: وحی خیر 31
- عقل چیست؟ 32
- اشاره 32
- 1) ضرورت نبی و رسول برای انسان 32
- لزوم نبوّت و رسالت 32
- اشاره 32
- ویژگیهای انسان و ضرورت قانون و مربّی 35
- ویژگیهای عمده قانونگذار 38
- اشاره 38
- ب: توانایی مطلق 39
- الف: آگاهی مطلق 39
- قانون الهی و بشری 40
- ج: بینیازی مطلق 40
- د: تأثیر ناپذیری 40
- هدایت و نیاز انسان در آن به انبیا 42
- اشاره 45
- 2) لزوم ارسال رسل بر خدای تعالی 45
- استمرار وجود حجّت در زمین 49
- هدف رسالت 51
- اشاره 51
- بررسی جوامع به هنگام بعثت پیامبران 54
- دعوت اوّلیّه پیامبران 57
- شأن پیامبران 59
- 1) بررسی و شناخت خلق و خوی فردی و جمعی پیامبر 61
- ویژگیهای پیامبران 61
- 2) پیامبر آیه علم الهی 63
- اشاره 63
- امّیّت پیامبر اسلام صلی الله و علیه و آله و سلم 65
- آیا پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلّم خواندن و نوشتن می دانست؟ 70
- عصمت پیامبران 72
- مفهوم عصمت 72
- رابطه علم و عصمت 74
- دلیل عصمت 75
- اهل سنّت و تردید پیامبر صلی الله علیه و آله و سلّم در رسالت خویش 77
- شبهاتی درباره عصمت پیامبران 77
- 3) پیامبر آیه قدرت الهی 88
- اشاره 88
- رابطه علم و قدرت 89
- آیه یا معجزه 90
- ضرورت آیه و بیّنه 93
- آیه و بیّنه و ارتباط آن با زمانه 94
- قرآن، آیه و بیّنه پیامبر خاتم 95
- اشکالات انحصار وجه تحدّی به فصاحت و بلاغت 97
- تحدّی قرآن به معانی 100
- اشاره 105
- محکهای شناخت مدّعیان دروغین 105
- 1) محک اعتقادی 108
- 2) محک عملی 110
- 3) محک سلبی 112
- اصول تعالیم پیامبران 114
- الف: در بعد اعتقادی دعوت به توحید و معاد 114
- 1) در ارتباط با خدا 115
- ب: در بعد عملی 115
- 2) در ارتباط با خود 116
- اشاره 119
- 3) در ارتباط با جامعه 119
- روش انبیا در تبلیغ دین 119
- تبلیغ علمی 122
- تبلیغ عملی 123
- ختم نبوّت 125
- تداوم رسالت 129
- اشاره 129
- فترت و تنافی آن با تداوم رسالت 130
- معنای فترت از دیدگاه مرحوم صدوق 132
- بشارات 137
- بخش دوم: معرفت امام 141
- اشاره 141
- معنای لغوی امام 142
- اشاره 145
- ویژگیهای امام 145
- 1) لزوم پیروی از امام به طور مطلق 145
- الف: وجوب طاعت به عنوان اوّلی و ثانوی 153
- ب: وجوب اطاعت امام و عصمت 155
- ج: وجوب اطاعت امام در نظر علمای اهل سنّت 155
- د: وجوب اطاعت در روایات اهل سنّت 160
- 2) امام خلیفه خداست 164
- اشاره 164
- خلیفه در روایات اهل سنّت 172
- 3) امام حجّت خداست 174
- اشاره 181
- 4) امام عالم به دین خداست 181
- رابطه وجوب طاعت و علم 184
- رابطه حجّت بودن امام و علم 185
- 1) کیفیت عالم شدن امام علیه السلام 186
- اشاره 186
- علم امام در روایات اهل بیت علیهم السلام 186
- 2) امام محدّث است 192
- 3) تأیید امام با روحالقدس 194
- 4) نزول فرشتگان بر امام در شب قدر 200
- 5) مصحف فاطمه - سلام الله علیها 210
- 6) امام اسم اعظم را می داند 212
- 7) امام، حامل علوم قرآن 215
- 8) امام، وارث علوم پیامبران و اوصیا 223
- 9) صحیفهای که امامان از پیامبر در بیان احکام دارند 224
- 10) اصول و کلیّات علم نزد ائمّه است 226
- 11) علم صحیح نزد ائمّه است 228
- 12) علم امام در طفولیت 230
- شبه های در علم امام به سبب شهادت خویش 231
- 5) عصمت امام 236
- معنای عصمت 236
- دلیل عصمت امام 238
- اشاره 240
- ب: شرک در عبادت 240
- الف: شرک در توحید 240
- نظر عامّه در امامت ظالم 241
- ج: شرک در اطاعت 241
- عصمت امام پیش از امامت 245
- رابطه علم و عصمت 247
- 1) وجوب طاعت به طور مطلق 250
- اشاره 250
- 5) نصبی بودن امام 250
- ادلّه نصبی بودن امام 250
- 2) جانشینی خدا 251
- 3) دانش و عصمت 252
- اشاره 254
- گزینش امام در نظر عامّه 254
- 1) خلیفهای جانشین خویش را تعییین کند. 257
- 3) خلیفه با زور شمشیر به خلافت می رسد. 258
- 2) خلیفه به انتخاب مردم تعیین شود. 258
- سقیفه، جریانی از پیش طراحی شده 259
- نقش رأی اکثریت در خلافت 264
- اشاره 272
- علائم شناخت امام 272
- 1) نصّ و وصیّت 272
- 2) تجهیز امام سابق 273
- 4) قرشی بودن 274
- 3)بزرگترین فرزند پسر 274
- ضرورت وجود امام 278
- 1) نیاز مردم به امام در معرفت خدا 278
- اشاره 278
- 2) نیاز انسان به امام در دین الهی 284
- 3) نیاز انسان به امام در رفع اختلاف و نظام امور 288
- 4) نیاز مردم به امام در تداوم حیات 290
- اشاره 294
- 1) عمل بدون معرفت امام بیثمر است 294
- لزوم معرفت امام 294
- 2) کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد. 295
- 3) انکار یکی از امامان انکار همه آنهاست 297
- اشاره 300
- لزوم محبّت اهل بیت 300
- لازمه محبت اهل بیت پیروی از آنهاست 301
- محبّت اهل بیت در عالم ارواح 303
- تعیین ائمه در قرآن و روایات 308
- اشاره 313
- تعیین امامان در احادیث 313
- 1) معرّفی دوازده امام به اسم 313
- 2) حدیث غدیر 317
- 3) حدیث ثقلین 319
- فهرست منابع 321
می کنید. گفتند: ثقلین چیست؟ فرمود: ثقل اکبر کتاب خداست که سببی است که یک طرفش خداست و طرف دیگرش در دست شما. و ثقل اصغر عترت من است.
می دانیم که این جریان بعد از حجّهالوداع در محلّی به نام غدیرخم اتفاق افتاد. و حضرت همه حاجیان را در آنجا گرد آورد تا این سخنان را به آنها ابلاغ کند. و در این سخنان موضوع اصلی معرفی علی علیه السلام و سفارش عترتش بر امت اسلامی است. و علی علیه السلام را به این صورت معرفی کرد که: مردم، هرکس من مولای اویم، علی مولای اوست. کلمه مولی درست است که در معانی مختلف استعمال شده است، ولی روشن است که در اینجا فقط یک معنا مراد است و آن جز معنای مالک امر و اولی به تصرّف نمی تواند چیز دیگری باشد زیرا نمی شود این همه کار فقط برای بیان این باشد که ای مردم هرکس من دوستدار اویم علی دوستدار اوست. یا معانی دیگر.
و در ثانی بر فرض بپذیریم که مولا در اینجا به معنای دوست باشد، باز هم می گوییم نمی شود مراد از دوستی در اینجا دوستی عادی و معمولی باشد، زیرا این نوع دوستی سفارش لازم ندارد، بلکه مقصود دوستی حقیقی است که لازمهاش اطاعت و فرمانبری از محبوب است. چنانچه در مباحث سابق گذشت.
حال اگر از آنان که می گویند مراد از این کلمه دوستی و محبّت و کمک به علی است، بپرسیم: چند نفر از صحابه پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم این سفارش پیامبر را درباره علی و اولاد او رعایت کردند؟ آیا مگر خلیفه دوم نبود که برای گرفتن بیعت در خانه او را به آتش کشید؟! در کنزالعمّال نقل شده که: بعد از رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم وقتی برای ابوبکر بیعت می گرفتند، علی و زبیر در خانه فاطمه با او مشورت می کردند. چون عمر از این امر آگاه شد نزد فاطمه آمد و گفت: ای دختر رسول خدا، به خدا هیچ کسی پیش من محبوبتر از پدرت نیست. و بعد از او هیچ کسی محبوبتر از تو پیش ما نیست. ولی سوگند به خدا این دوستی مانع از این