- مقدمه 1
- نظام حکومت حضرت مهدی علیه السلام 47
- نظام امامت، نظام عدل و قسط است 53
- مقدمه دوم: بحثی در الفاظ مترادف 56
- معنی ظلم 58
- معنی قسط 60
- قسط در قرآن مجید 61
- ابعاد متعدد عدل 64
- قسط در نهج البلاغه 64
- عدل حاکم 67
- بعد قانونی قسط و عدل 67
- بعد اقتصادی قسط و عدل 69
- بعد اجتماعی قسط و عدل 70
- تقسیم سهام بر اساس واقع 74
- انقلاب در نظام مالکیت 79
- نتیجه 102
روی هم رفته اگر نظامات اسلام، در تمام جوانب زندگی بشر اجرا شود و جهانی گردد، در این جهان مادی که قانون تفاضل و تفاوت نیز از نوامیس ثابت آن است -و نمی توان آن را فلسفی دانست، چون نظام، به آن وابسته است- آخرین حد برابری و اعتدال و قسط برقرار خواهد شد و مکتب متعالی اسلام و نظام الهی آن، نظامی است که تمام محاسن و امتیازات را دارا و از معایب و نواقص سائر مکتب ها پاک و پیراسته است.
نتیجه
اگر چه سخن طولانی شد، به هر حال از مجموع مطالب گذشته و سخنان علما و لغت شناسان و تحقیقاتی که در معنی عدل و قسط و ابعاد متعدد آن شد چنین نتیجه گرفته می شود که:
اولا بر حسب لغت، اگر چه عدل و قسط مترادف نیستند، هر کجا یکی از این دو واژه به تنهائی در گفتاری باشد، به مطلق عدل و عدل مطلق و ابعاد متعدد آن دلالت دارد.
اگر چه به نص علمای ادب، استعمال هر یک از این دو کلمه به جای یکدیگر، خصوصا کاربرد لفظ قسط به جای کلمه عدل، مجاز بوده و حقیقت نمی باشد، اما دلالت این دو لفظ، بر مطلق عدل و قسط، وقتی به تنهائی در کلامی باشند، قابل انکار نیست.
مگر اینکه قرینه ای بر اراده ی معنای خاصی، وجود داشته باشد که در این صورت، به قرینه، آن معنا اخذ می شود نظیر استعمال لفظ عام در معنای خاص.
و همچنین ظلم و جور نیز اگر منفردا در کلامی بیایند و قرینه ای نباشد، هر کدام بر مطلق وضع شی ء در غیر موضع دلالت می نمایند که: