درمانگری با قرآن صفحه 30

صفحه 30

مجهولی برای آن ها نسبت به آنچه نباید نسبت به آن جهل داشته باشند ، باقی نماند . بقیه امامان ما هم همین طور بودند . حتی آن وقتی که بنی عباس رفت و آمد با ائمه علیه السلام را ممنوع کردند و مأمور گذاشتند تا اگر کسی آمد و درِ خانه حضرت صادق ع)را زد ، او را بگیرند و به زندان ببرند . ولی مگر مردم دست بردار بودند ؛ مردم در مقابل این رفتار دشمن ، طرحی را پیاده کردند که با امام علیه السلام رابطه داشته باشند ؛ آن ها که می خواستند برای پرسش و سؤال به نزد امام علیه السلام بیایند ، طَبَق چوبی درست کرده و نان ، ماست و خیار روی آن می گذاشتند و بعد این طبق را با آن بار سنگین روی سرشان گذاشته و در کوچه داد می کشیدند : نان داریم ، خیار داریم ، ماست داریم . امام صادق علیه السلام هم که صدایشان را می شناخت ، می دانست که این ها به هوای نان ، ماست و خیار فروختن ، نیامده اند ، بلکه برای یاد گرفتن روشنگری های پروردگار آمده اند . امام هم فقط با یک پیراهن می آمدند و در را باز می کردند و در حالی که مأمور آن طرف در ایستاده بود ، سؤال کننده یک خیار بر می داشت ، ترازو به ترازو می کرد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه