درمانگری با قرآن صفحه 34

صفحه 34

یا بن رسول الله من که آن ها را برای حمل بار حرام کرایه ندادم ؛ من که آن ها را برای حمل مشروب کرایه ندادم ؛ برای حمل بار غصبی آن ها را کرایه ندادم ؛ برای حمل غارتگری آن ها را کرایه ندادم ؛ برای کشاندن شترها برای جنگ با مردم مظلوم

*. او در زمان خودش شغل تقریباً مهمی داشت. حالا آن شغل، گاراژداری نامیده می شود. الآن یک گاراژ، 30 تا 40 تا 70 تا 100 تا اتوبوس دارد که آن ها را کرایه می دهد. این آقا هم تعدادی شتر داشت که آن را به مردم کرایه می داد.

آن ها را کرایه ندادم ؛ بلکه آن ها را برای حج به او کرایه دادم ؛ هارون می خواست به مکه برود ، شتر کم داشت و برای همین شترهای من را کرایه کرد (دقت بفرمایید ! چقدر مسأله ، مهم است) . حضرت علیه السلام فرمودند : کرایه هایشان را به تودادند . صفوان عرض کرد : نه ، قراردادی نوشتیم و امضا کردیم ، بر این اساس که شترهایم مسافرهای مکه را به مکه ببرد و به بغداد برگرداند و بعد هارون کرایه ما را بدهد . حضرت علیه السلام فرمودند : آیا دوست داری هارون در این مسافرت بمیرد و بعد شترهایت را به بغداد برگردانند و بگویند قراردادت را با هارون بستی و او هم مرد و ما کرایه ات را نمی دهیم . این اتفاق را دوست داری ؟ صفوان گفت : نه . برای این که سه و چهارماه شترهای من در کرایه هارون بوده و پولش هم زیاد می شود و هیچ خوشم نمی آید بیایند خبر مرگ هارون را به من بدهند و کرایه من هم به باد

کتابخانه بالقرآن کتابخانه بالقرآن
نرم افزار موبایل کتابخانه

دسترسی آسان به کلیه کتاب ها با قابلیت هایی نظیر کتابخانه شخصی و برنامه ریزی مطالعه کتاب

دانلود نرم افزار کتابخانه