- دریچه ای نو به زندگی 1
- اشاره 7
- 1.2. باید دودوتا چهارتا کرد 10
- اشاره 17
- 2.2. پیوند خوردن با ریشه ها 21
- 2.3. می توان از مشکلات نردبانی ساخت 23
- 2.4. دعا؛ نگاه ما به خود در آیینۀ خدا 25
- 2.5. شکر؛ ثبت دارایی واقعی مان 26
- اشاره 31
- 3.1. گناهان کوچک؛ کمینگاه شیطان 32
- 3.2. عُجب و غرور؛ ویروس اختراعیِ شیطان 33
- 3.4. نکته های طلایی 40
- 3.6. دوستان و همراهان 43
- 3.7. زندگی کردن برای یک نگاه 47
بگذار دردی از آن طرف برایم دوا کند.» راستی، چه خوب حساب و کتاب می کرد! فکر همه چیز را کرده بود. حتی چند شبی که می خواست اینجا در هتل بماند و... . اگر چیزی به کسی می داد، درعوض، ارز آن طرف را می خواست. هیچ چیز مفت و مجانی به کسی نمی داد؛ مگر یادگاری به برخی از دوستان. درعوضِ آن نیز یادگاری می گرفت که آن طرف به دردش بخورد. به فکر فرو رفتم. به راستی مگر ما نمی خواهیم آن طرف برویم؟ منظورم خارج از کشور نیست. منظورم جهان جاویدان است. پول آن دنیا را نقد کرده ایم؟ پول آن طرف چیست؟
هنگامی که علی از نبرد صفین برمی گشتند، از کنار گورستان گذشتند، مصاحبه ای با مردگان کردند و فرمودند: «شما پیش از ما رفتید و ما درپی شما روانیم و به شما خواهیم رسید. اما خانه هایتان، دیگران در آن سکونت گزیدند و زنانتان، با دیگران ازدواج کردند و اموالتان، میان دیگران تقسیم شد. این خبری است که ما داریم. حال شما چه خبر دارید؟» سپس، به اصحاب خود رو کردند و فرمودند: «بدانید اگر اجازۀ سخن گفتن داشتند، شما را