- دریچه ای نو به زندگی 1
- اشاره 7
- 1.2. باید دودوتا چهارتا کرد 10
- اشاره 17
- 2.2. پیوند خوردن با ریشه ها 21
- 2.3. می توان از مشکلات نردبانی ساخت 23
- 2.4. دعا؛ نگاه ما به خود در آیینۀ خدا 25
- 2.5. شکر؛ ثبت دارایی واقعی مان 26
- اشاره 31
- 3.1. گناهان کوچک؛ کمینگاه شیطان 32
- 3.2. عُجب و غرور؛ ویروس اختراعیِ شیطان 33
- 3.4. نکته های طلایی 40
- 3.6. دوستان و همراهان 43
- 3.7. زندگی کردن برای یک نگاه 47
2.1. پُرترین سرمایه
در جبهه که بود، موتور تریل هوندا سوار می شد و می رفت جلو؛ اما حالا که جنگ تمام شده است، تَرک موتور برخی بچه ها که می نشیند، دائم می گوید: «احتیاط کن! یواش برو!» از او پرسیدم: «چرا الان این قدر می ترسی؟ جبهه که بودی، نترس بودی.» گفت: «آنجاکه بودم، دوست داشتم به دشمنِ دین ضربه بزنم و جانم را در راه خدا بدهم؛ اما الان اگر ترمز بگیری و سرم به کف خیابان بخورد، جانم را برای چه ازدست داده ام؟ من که یک جان بیشتر ندارم. اگر قرار است ازدست بدهم، می خواهم آن را بسیار گران بفروشم.»
«ای کسانی که ایمان آورده اید، آیا شما را بر تجارتی راه نمایم که شما را از عذابی درناک می رهاند؟ به خدا و رسولش ایمان آورید.»(1) به راستی، کسانی که به خدا ایمان دارند،
1- . «یا ایها الذین آمنوا هل ادلکم علی تجاره تنجیکم من عذاب الیم تومنون بالله و رسوله.[ صف، 10و11.